با سلام خدمت شما کاربران عزیز. سایت پزشکی زنان و مردان التیام با بهره گیری از پزشکان و کارشناسان متخصص در زمینه های پزشکی و بهداشت و سلامت جامعه در جهت اطلاع رسانی و پاسخ به سوالات پزشکی زنان و مردان جامعه ایرانی طبق موازین شرع و قوانین جمهوری اسلامی ایران به دور از متون و تصاویر غیراخلاقی است؛ امید است مفید واقع شود.

بیماری رگ های قلب(عروق کرونر ) ناشی از رسوب چربی بر دیواره ی عروق قلب است که با مسدود شدن کامل رگ ، درد و سکته قلبی بروز می کند .
روش های مناسب پیش گیری از بروز بیماری های قلبی :
1 ) پایین نگاه داشتن سطح فشار خون
2 ) دریافت رژیم غذایی کم چربی
3 ) کاهش وزن اضافی
4 ) ترک سیگار
طی تحقیقات اخیر، مهمترین عامل بروز بیماری های قلبی،تغذیه نادرست اعلام شده است .
کسانی که یک بار دچار سکته های قلبی شده اند یا سابقه خانوادگی سکته دارند باید از مواد زیر که برای بروز بیماری های قلبی خطرزاست پرهیز کنند .

1 ) روغن های اشباع و کلسترول
روغنهای اشباعشده ،خطر سازترین عامل برای بیماران قلبی و افراد در معرض خطر است.
این روغنها : روغن جامد حیوانی - کره-روغن جامد نباتی و چربی های چسبیده به گوشت هستند که تا حد امکان باید کمتر مصرف شوند .
*پس خوردن گوشت قرمز فقط 3 بار در هفتهبرای افرادی که دارای چربیخون هستند به میزان کم،مجاز است .
*لبنیات خیلی کم چربی مصرف شود . ماست و شیر 5/1 % چربی
*از خوردن سوسیس و کالباس ، شیرینی های پر چربی و پر خامه ، سس ها و کباب های کوبیده که پر از چربی است ، آبگوشت پر چربی ، کله پاچه و سیرابی پرهیز کنید .
2 ) نمک
مصرف آن به 4-3 گرم در روز محدود شود . یعنی شما مجاز هستید 2 تا 3 قاشق مربا خوری نمک راروزانه به همراه غذا مصرف کنید .
*نمک را سر سفره نیاورید
*از خوردن تنقلات شور مثل چیپس ، پفک ، خیار شور و شور سبزیجات خود داری کنید .
3 ) کلسترول
در مواد غذایی حیوانی موجود است و بیشترین میزان آن به ترتیب در مغز گوسفند ، جگر مرغ ، کلیه گوسفند،قلب ،امعاء و احشاء و میگو وجود دارد که مصرف این مواد غذایی باید محدود باشد .
4 ) قندهای ساده
مثل شکر ، قند و شیرینی کمتر مصرف شود .
5 ) تخم مرغ
به 3 عدد در هفته محدود شود .
چه غذاهایی برای بیمار قلبی خوب است:
سبزیجات و میوه ها :که هم دارای ویتامین زیاد و هم فیبر بالا هستند،چربی خون را کاهش می دهند و احتمال ابتلا به سرطان را پائین می آورند.ضمنا به عبور غذا از دستگاه گوارش نیزکمک می کنند . (( جوانه گندم - کلم برگ- کلم قرمز-گل کلم- کلم بروکسل- بروکلی - شلغم- چغندر- اسفناج- مارچوبه- لوبیا سبز و نخود سبز )). هر روز می توانید سالاد مفصل و لذیذی از این مواد غذایی تهیه و میل کنید .لبنیات کم چربی:تامین کننده کلسیم و پروتئین مورد نیاز فرد بیمار هستند .نان های سبوس دار:هم حاوی ویتامینB زیاد و هم کاهش دهنده چربی خون هستند مثل نان بربری – نان سنگک و نان جوی سبوس دار.حبوبات:تامین کننده پروتئین کافی و کم چربی هستند و املاح زیادی دارند .روغن های مایع:بهترین روغن برای افراد مبتلا به بیماری های قلب و عروق،روغن مایع ذرت و آفتابگردان برای پخت غذا و خصوصا روغن کانولاوروغن زیتون روی سالاداست .ماهی: بهترین غذا برای بیماران قلبی است و این افراد بایدحداقل هفته ای سه مرتبه غذای دریایی مصرفکنند. طی تحقیقات بسیار ، روغن ماهی ها موجب کاهش چربی های خون می شود و از رسو ب چربی در دیواره عروق جلوگیری می کنند.قرص های مکمل ویتامینC و کلسیم برای فرد دچار عوارض قلبی مفید است ، همچنینقرص های مکمل ویتامینE و چربی های امگا 3 نیز باید طبق دستور مصرف شود .

رژیم غذایی یک روز برای فرد مبتلا به بیماری قلبی
صبحانه : چای و 2 قاشق مربا خوری شکر + پنیر ( پنیر گوسفندی که چربی بیشتری دارد نباشد) + نان ( 3 تا 4 تکه ) + 1 لیوان شیر کم چربی
ساعت 10 : 1 لیوان آب میوه تازه
ناهار : پلو و مرغ
مرغ پخته با روغن کم ( 1 ران یا 1 سینه کامل)+ 20 قاشق برنج پخته شده با روغن مایع به میزان کم و در کنار مرغ هویج و سیب زمینی پخته + سالاد زیاد به همراه روغن زیتون + 1 کاسه ماست
عصرانه : چای و 1 حبه قند،2 تا 3 عدد میوه
شام : ماهی به صورت کباب شده در فر ( یا با روغن خیلی کم سرخ شده ) به همراه سوپ مرغ دارای سبزیجات زیاد با1 تا 2 تکه نان سبوس دار
قبل از خواب : 1 لیوان شیر ولرم
نکات مهم :
1 ) ورزش های ملایم و پیاده روی به گردش بهتر خون شما و سلامت عروقتان کمک می کند،سعی کنید هر روز پیاده روی و نرمش کنید .
2 ) از استرس های خود بکاهید .
3 ) اگر اضافه وزن دارید حتما به مرور وزنتان را کم کنید .
4 ) سیگار نکشید .
5 ) سعی کنید بیشتر از گیاهان تغذیه کنید . میوه ها ، سبزیجات ، حبوبات و غلات،کلید سلامتی شما هستند .
امیدوارم زندگی شاد و سرشار از سلامتی داشته باشید.
عاتکه موسوی- کارشناس تغذیه تبیان
برچسب ها : قلب و عروق ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان
وقتی در ابتدای زندگی زناشویی هستیم، همه چیز در اطرافمان شیرین و دلچسب و همه لحظات زندگی مملو از شادی و خوشحالی است؛ و هرگز تصور نمی کنیم که روزی این احساسات خوش و سبکبالی خیال، تبدیل به شرایط ناهموار و دشواری های پی در پی در زندگی شود
وقتی در ابتدای زندگی زناشویی هستیم، همه چیز در اطرافمان شیرین و دلچسب و همه لحظات زندگی مملو از شادی و خوشحالی است؛ و هرگز تصور نمی کنیم که روزی این احساسات خوش و سبکبالی خیال، تبدیل به شرایط ناهموار و دشواری های پی در پی در زندگی شود. اما طولی نخواهد کشید که با گذشتن سال های اول ازدواج، شادی ها یکی پس از دیگری رنگ می بازند و روزی به خود می آییم که چرا همه چیز به این زودی عوض شد؟
آیا گذر ایام بود یا حضور بچهها و افراد دیگر که این تغییرات را سبب شد؟آیا همان طور که لوئیز برد در کتاب "چگونه شوهران خود را شیفته خود کنید" می گوید، باید هر روز یک دسته گل تازه تهیه کنید تا شوهرانتان هنگام آمدن به خانه غافلگیر شوند؟ یا با پوشیدن یک لباس نو سعی کنید از خشکی و یکنواختی زندگی بکاهید؟ آیا باید به نصیحت گروهی از زنان گوش فرا دهید و به زندگی و بچه های خود بی توجه باشید و هر روز در پی تغییر لباس و مدل موی خود باشید یا باید شیوه گروهی دیگر از زنان را پیش بگیرید و به محض این که شوهر به خانه آمد، ناله سر دهید و شکایت کنان سعی کنید مشکلات کوچک زندگی را بزرگ جلوه دهید تا با جلب محبت و ترحم او اندکی زندگی را خوشایندتر جلوه دهید؟ اما هیچ کدام از این ظاهر سازی های فریبنده، به تنهایی نمی تواند مؤثر باشد و از بروز اختلافات و مشکلات زناشویی جلوگیری کند؛ بلکه باید بکوشید تا "شوهران خود را دوستان خود کنید"!برای ایجاد این صفا و صمیمیت لازم است موانع را شناسایی کنید و آنها را یکی پس از دیگری از سر راه بردارید.
ریچارد آستین می گوید: "یکی از بزرگترین موانع بر سر راه خوشبختی توقعات بیش از حد است". زیرا گروه بی شماری از جوانان، برداشت غلطی از ازدواج دارند و همواره می پندارند ازدواج معجزه ای است که اگر در زندگی آنان به وقوع پیوندد، تمام مشکلات را حل، و زندگی را شیرین و شاد می کند. آنها با چنین تعبیر نادرستی، اقدام به ازدواج می کنند و پس از مدتی درمی یابند که آنچه در ذهن داشته اند، رؤیایی بیش نبوده است. گروهی دیگر بدون در نظر گرفتن توانایی و سلامت روح و روان همسر خود، سعی می کنند همه کارهای شاق و پر زحمت را به او بسپارند و با این روش هرگونه فرصتی را برای به وجود آمدن روابط دوستانه و صمیمی از بین می برند.
از نظر روانی هر انسانی نیازهایی دارد، مانند مطرح شدن، پذیرفته شدن، ایمن بودن و تعلق داشتن که هر یک از این نیازهای درونی تا حدودی در ازدواج برآورده می شود. شما می خواهید شوهرتان از هر نظر بی عیب باشد، در حالی که از عیب های خود بی خبرید.. البته فقط زن ها نیستند که مرتکب چنین اشتباهی می شوند؛ کم نیستند مردانی که همواره از زنان خود خرده می گیرند. به هر حال فراموش نکنید هیچ توهینی بزرگتر از این نوع عدم پذیرش ها نیست.اولین گام برای به وجود آوردن یک زندگی زناشویی موفق ، پذیرفتن واقعیت هاست.
از جمله واقعیت هایی که باید درک و پذیرفته شوند، معنای ازدواج است؛ باید دانست ازدواج یک نوع شرکت است که نیاز به رعایت اصول و قوانینی دارد. ازدواج کلمه ای جادویی نیست که بتواند همه نیازهای ما را برآورده سازد. مورد دیگر این است که باید همسر خود را همراه با محاسن و معایبش بپذیرید. البته پیشنهاد نمی کنیم بی انصافی، بی رحمی، بی نزاکتی و رفتارهای ناشایست او را برای همیشه تحمل کنید، زیرا آدمی قادر است رفتار خود را اصلاح کند؛ اما فراموش نکنید هرگز قادر نیست ماهیت خود را عوض کند. اجازه دهید این مسئله را با یک مثال بیشتر بررسی کنیم.ب
رای ایجاد این صفا و صمیمیت لازم است موانع را شناسایی کنید و آنها را یکی پس از دیگری از سر راه بردارید. ممکن است همسرتان نتواند تاجری موفق یا ورزشکاری مشهور شود، اما مثلاً می تواند کارمندی خوب و متعهد باشد. باید بدانید همه انسان ها از ذوق و استعداد یکسان برخوردار نیستند. اگر همسر شما در زمینه تجارت، ورزش یا هنر موفق نیست و ذوقی نشان نمی دهد، نباید به خودتان اجازه دهید که درباره اش بد قضاوت کنید و او را مورد ارزیابی نادرست قرار دهید. نباید هر روز یأس و ناامیدی نشان دهید و مثلاً بگویید چرا شوهر من مثل شوهر خواهرم نیست که فلان ماشین آخرین مدل را داشته باشد یا چرا مانند شوهر دوستم سرشناس و معروف نیست.
همان طور که شما نمی توانید مثل دوست یا خواهر خود باشید، شوهر شما نیز نمیتواند مثل شوهران آنها باشد!اگر به انجام چنین کارها و تکرار چنین حرف هایی در زندگی ادامه دهید، نه تنها شوهر خود را نسبت به زندگی دلسرد کردهاید و او را به شدت آزرده خاطر ساخته اید، بلکه این رفتار شما مقدمه ای خواهد شد برای از هم پاشیدن زندگی...بنابراین فراموش نکنید که پذیرفتن واقعیت ها زیربنای هر نوع موفقیت و روابط سالم است
منبع:parsiteb.com
برچسب ها : زندگی زناشویی ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی

خلاصه : بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.متن کل خبر : بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است. در این مقاله به بررسی 6 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد : برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزشهای مهارتهای ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کردهاند که به خلاصهای از آنها اشاره میکنیم:
قانون ارتباطی 1:
به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.
قانون ارتباطی 2:
تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. مثل اینکه میگویید: «هیچوقت دست به سیاه و سفید نمیزنی» واژههای «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بیآنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین میسازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی میتوان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده میکنند، میخواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و میخواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمیدانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت میشود.
قانون ارتباطی 3:
رشته کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانیکه صحبتش را قطع میکنید وی را عصبانی میکنید و به او این احساس را میدهید که کسی به حرف شما گوش نمیکند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه ندادهاید جملهاش تمام شود، ممکن است نتیجهگیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.
ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر میرسد حرفهای غیر منصفانه میزنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«میدانم نباید صحبت را قطع کنم ولی میخواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت میکنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان میکند و احساس خود را نیز مطرح میسازد و در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمیکند و میتواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطی 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بیوایل»، یکی از متخصصین مهارتهای ارتباطی میگوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیدهاید و بعد از او سوال کنید آیا درست میگویم. در این شرایط هر دو به حرفهای یکدیگر گوش فرا میدهند.
قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرفهای یکدیگر را خلاصه نمیکنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرفهای همسر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
قانون ارتباطی 5:
از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشتهای خود را به دیگران نسبت میدهید، تصور میکنید مردم چگونه فکر میکنند، چه احساسی دارند و چه میخواهند بکنند. ذهن خوانی میتواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:
«تو میخواستی مرا مجازات کنی»
«تو دوستان مرا نمیپسندی»
«تو از مسئولیت فرار میکنی»
میخواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»
عباراتی از این قبیل میتواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت میکند و این اتفاقی است که اغلب روی میدهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزههای دیگران متجلی میشود.
منبع:parsiteb.com
برچسب ها : زندگی زناشویی ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی
اختلافات زناشویی گاهی خوب است با خواندن این مقاله این واقعیت را باور میکنید
بیشتر ما در رابطه مان با همسر از کشمکش و بگومگو گریزان هستیم. معمولاً آن را چراغ قرمزی در روابط مان می دانیم و البته بیشتر آن را مشکل طرف مقابل مان می دانیم در نتیجه برای حل مشکل به دنبال سرزنش خود یا دیگری هستیم. اما نگران نباشید. اختلاف در رابطه زناشویی مساله ای طبیعی و حتی خوب است که مشکلات روبه افزایش را در رابطه سالم و رو به تکامل نشان می دهد و امکان حل آنها را فراهم می کند. جر و بحث های تند اعتماد، درک متقابل و صمیمیت بیشتری ایجاد می کند.
اختلاف در زندگی زناشویی ممکن است ناخوشایند به نظر برسد اما در حقیقت اگر با آن درست برخورد کنیم روابط را به سطح بالاتری از همکاری و سرزندگی سوق می دهد. به جای اینکه اختلاف علامت پایان رابطه باشد می توان آن را کاتالیزوری برای تغییرات مثبت و کشف چیزهای جدید در رابطه دانست. به روش های ملموس زیر توجه کنید.
در این موارد اختلاف می تواند سبب تغییرات مثبت در رابطه شود. مهم ترین نکته در دستیابی به نتیجه مثبت از یک جر و بحث تند تغییر زاویه دید است. در طول گفت وگو با همسرتان همیشه به خاطر داشته باشید هر دو با هم اختلاف دارید، طرف مقابل هم جنبه های مثبتی دارد، همه مشکلات را به گردن او نیندازید.
● اختلاف نشانه مشکل دیگری است
پرهیز از اختلاف در زندگی زناشویی این واقعیت را تغییر نمی دهد که مساله ای در زندگی زناشویی تان هست که باید به آن رسیدگی شود. اختلافات که بالا می گیرد دلیل بر این است که زن و شوهر باید وقت بیشتری با هم بگذرانند.
در غیر این صورت فاصله بیشتری بین آنها ایجاد می شود و بیشتر از هم دور می شوند. اختلاف باعث از نو پیدا شدن ارزش های مهم می شود و کمک می کند زن و شوهر برای یک هدف مشترک دوباره با هم متحد بشوند. هنگامی که در زندگی زناشویی اختلافی پیش می آید طرفین ممکن است دریابند وقت آن رسیده که نقش های کنونی خود را کنار بگذارند و نیز انتظارهایی را که از طرف مقابل دارند تغییر بدهند.
اختلاف معمولاً نشان دهنده این است که زن و شوهر روش های قدیمی با هم بودن را پشت سر گذاشته اند و باید پیوسته برای رابطه خود دوباره برنامه ریزی و آن را احیا کنند.
● مشاجره به سبک جدید
تصور کنید هنگامی که بین زن و شوهر مشاجره ای درمی گیرد، اگر زیادی پیگیر یا حتی هیجان زده باشید ممکن است چه اتفاقی بیفتد؟ پاداشی که می گیرید صمیمیت بیشتر، دوستی عمیق تر و رابطه متقابل رشدیافته تر است. پنج نکته کمکی زیر را برای استخراج طلای موجود در اختلافات زناشویی به یاد داشته باشید:
و بالاخره به خودتان اعتماد داشته باشید، به همسرتان اعتماد کنید و آگاه باشید چه اتفاقی دارد در رابطه تان می افتد چون شاید هنوز ندانید این اختلافات دارد شما را به کجا می رساند. هنگامی که موفق به درک فرصتی که پیش آمده شدید و کاملاً صادقانه خودتان را محک زدید و مشتاقانه در پی کشف چیزهایی باشید که برای همسرتان اهمیت دارد در همه جنبه های رابطه زناشویی تان رضایتمندی بیشتری احساس خواهید کرد.
● برای بگومگو آمادگی داشته باشید
وقتی دو نفر در کنار هم قرار می گیرند مسلم بدانید که اختلاف سلیقه و درگیری به وجود می آید. این کاملاً طبیعی است و نیاز به تغییر و تکامل را نشان می دهد. اگر به این امر آگاه باشید می توانید از قبل برای اختلافات برنامه ریزی کنید و برای آن آماده باشید. بعد از آن برای رسیدن به توافقاتی که می خواهید استفاده کنید. به یاد داشته باشید خیلی آسان تر است که برای اختلاف آمادگی داشته باشید تا اینکه کاملاً در آن غرق شده باشید و بعد بخواهید از آن استفاده کنید. اختلاف قسمتی طبیعی از هر رابطه ای است و بیشتر اوقات نشانه تمام شدن عمر رابطه نیست. باید به اختلافات زناشویی خوشامد گفت چون نشانه ای برای تلاش برای رابطه ای بهتر و تکامل یافته تر و راهی برای فهم متقابل عمیق تر است.
● از رودررویی با همسرتان نهراسید
«من از جر و بحث متنفرم»، «ما نمی توانیم مشکلات مان را خوب حل کنیم، پس اصلاً وارد مشاجره نمی شویم»، «من می گذارم او خودش هر کاری دلش می خواهد انجام بدهد».
گوش کردن، صحبت کردن، برقراری ارتباط، حل مساله، تصمیم گیری مشترک... اینها لازمه ارتباط بین زن و شوهر هستند. رابطه بدون مهارت های ارتباطی و اختصاص زمان مفید برای صحبت درباره مسائل مشترک خیلی زود به دردسر می افتد و منجر به شکست می شود.
به خصوص زوج هایی که شغل های پراضطراب دارند بیشتر باید به این مساله توجه کنند. خیلی زن و شوهرها با هم حرف نمی زنند چون می خواهند از اختلاف و مشاجره بپرهیزند. عقیده نادرستی رایج است که اختلاف و درگیری بد است. یکی از دلایل اصلی اختلافات خانوادگی این است که زن و شوهرها نمی توانند با مسائلی که برایشان پیش می آید، روبه رو بشوند. ممکن است داد و بیداد راه بیندازند اما نمی توانند با صداقت و احترام متقابل با مشکل اصلی مواجه بشوند. انگار اختلاف و برخورد با یکدیگر بی ادبی است.
در حالی که اختلاف و برخورد طبیعی و نشانه سلامت رابطه است. زن یا شوهری که باعث ایجاد اختلاف می شود، آدم بدی نیست و کار غلطی انجام نداده است. اختلاف فتح بابی برای مکالمه و حل مشکلات است. از اختلاف و درگیری نترسید.
هدف تان نباید پرهیز از درگیری باشد بلکه باید ابزار تکیه کردن بر اختلافات و حل آنها را یاد بگیرید تا بتوانید زندگی خود را دوباره بر اساس آموخته های جدید سازمان دهی کنید. بعضی زن و شوهرها فکر می کنند اگر اختلاف عقیده خود را بروز بدهند رابطه شان در معرض نابودی قرار می گیرند. بنابراین از درگیری فرار می کنند یا ابزارهای ناکارآمدی را به کار می گیرند که مشکل را سریع اما سطحی حل می کند.
مصالحه یا به اجبار قبول کردن خواسته همسر دو تا از این ابزارهای ناکارآمد هستند. معمولاً اگر به زن و شوهری که اختلاف دارند توصیه شود به خاطر دیگری کوتاه نیایند، تعجب می کنند. مگر مصالحه لازمه زندگی مشترک نیست؟
واقعیت این است که تصمیم هایی که بر اساس مصالحه گرفته می شوند فاقد خلاقیت لازم هستند و معمولاً پایدار نمی مانند. مطمئناً هرچند وقت یک بار لازم است یکی از زوجین مصلحت اندیشی کند و بر سر مساله ای با دیگری کنار بیاید اما درباره تصمیمات مهم مصالحه ممکن است عصبانیت و مقاومت به بار بیاورد. مصالحه معمولاً نتیجه این است که هر دو نفر درباره مساله ای واداده اند تا با هم به توافق برسند و تصمیم نهایی هم نسخه تعدیل شده دو نظر و عقیده قوی و محکم است.
اگر بخواهید از زیر بار اختلاف و درگیری فرار کنید، مصالحه روش بسیار خوبی است. به نظر می رسد با مصالحه می توان اغتشاش ها را فرو نشاند و هر دو طرف را راضی و خوشحال کرد، اما آنچه واقعاً اتفاق می افتد این است که هر دو طرف احساسات خود را زیر پا می گذارند. ممکن است یکی از زن و شوهر از مصالحه رنجیده باشد و منتظر دستاویزی باشد تا ثابت کند تصمیم گیری غلط بوده و باید بر اساس نظر او تصمیم می گرفتند.
دیگری ممکن است فکر کند کار کاملاً درستی انجام داده که نظرش را به همسرش تحمیل نکرده اما هنگامی که مصالحه نتیجه رضایتبخشی دربر نداشته باشد او هم احساس ناخشنودی می کند. کمی روی این موضوع فکر کنید تا خودتان دریابید تصمیمات مشترکی که بر اساس مصالحه گرفته اید چقدر دوام داشته اند.
قبول اجباری یا مجبور کردن دیگری به پذیرش عقیده یکی دیگر از راه های پرهیز از اختلاف در روابط بین زن و شوهرها است. ممکن است زن یا شوهر، هر کدام که توانایی قانع کردن دیگری را دارد، دیگری را وادار به پذیرش نظر خاصی بکند.
در حالی که معنی پذیرش این نیست که او هم آن نظر را قبول دارد. در حقیقت نفر دوم فقط برای پرهیز از جنگ و دعوا وانمود به پذیرش کرده و تسلیم شده است. پس اشتباه نکنید. نه همسرتان را وادار به پذیرش نظر خودتان بکنید و نه به زور نظر او را بپذیرید. به این ترتیب اختلاف تان حل نمی شود و بدتر از آن اینکه مشکل پنهان می شود و روزی عمیق تر سر باز می کند. اگر وقتی را برای صحبت کردن با همسرتان اختصاص ندهید، اگر به پرورش رابطه تان اهمیت ندهید و اگر از اختلافات سازنده و برخوردهای سالم طفره بروید رابطه تان دیر یا زود فرو می پاشد. پس از همین الان دست به کار بشوید و مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنید. از وقت خود خوب استفاده کنید و رابطه ای معنی دار و دوستانه با همسرتان ایجاد کنید.
● اگر اختلاف خوب است چرا حال مان را بد می کند
اختلافات زناشویی طبیعت دوگانه و متضادی دارد. بسته به اینکه چطور با آن کنار بیایید، ممکن است سازنده یا مخرب باشد. ممکن است فکرهای جدید و خارق العاده و زاویه دیدی تازه درباره چیزی که تاکنون به آن توجه نکرده اید برایتان به ارمغان بیاورد. اما اگر درست با آن برخورد نکنید ممکن است باعث دل شکستگی و خرد شدن عزت نفس و غرور آدم بشود.
مشکلی که زن و شوهرها در اختلافات زناشویی دارند خود اختلاف نیست بلکه بیشتر روش برخورد افراد با احساسات شان است که متاسفانه جزء جدانشدنی اختلافات است.
اشتباه بیشتر مردم این است که بدون اینکه بفهمند کدام احساس شان درگیر ماجرا است سعی می کنند مشکل را به طور مجرد حل کنند. آنها مشکلات را له می کنند و حین این کار احساسات خودشان را هم که به آن مشکلات آویخته له می کنند. درست است که این کار مشکلات را از سر راه کنار می زند اما به احساساتی که در آن دخیل هستند آسیب می رساند. به همین علت است که بگومگوهای زناشویی حال شما را بد می کند. این مشکل از تمرکز بیش از حد بر مشکل به جای احساسات درگیر در آن ناشی می شود. ۱) از وسوسه سرزنش دیگری بگریزید، دنبال نتیجه گیری هایی باشید که فرصت های خوب نهفته در اختلافات را نمایان کند. فکر کنید اگر این موقعیت می بایست توجه شما را به چیزی کاملاً به دور از مشکل تان جلب می کرد، آن چه می تواند باشد. ۲) از رویاها، خواست ها و ارزش هایی که ممکن است ورای این اختلاف نهفته باشد از همسرتان سوال کنید. «این مساله چه اهمیتی برای تو دارد؟» ۳) درباره انتظارات تان که برآورده نشده یا رویاهایی که از آنها ناامید شده اید و شما را بسیار غمگین کرده خیلی راحت و صادقانه صحبت کنید. «چیزی که واقعاً مرا ناراحت کرده این است که...» ۴) به جای شکایت کردن و غر زدن درخواست خود را مطرح کنید. واضح و مستقیم درباره چیزی که می خواهید صحبت کنید و بی خود درباره چیزهایی که دوست ندارید داد سخن سر ندهید. ۵) منصف باشید و حتی اگر دو درصد از حرف های طرف مقابل درست است آن را پیدا کنید. هیچ کس صددرصد درست نمی گوید و هیچ کس هم صددرصد اشتباه نمی کند. فصل مشترک بین درست ها را پیدا و بر آنها تاکید کنید.
منبع:parsiteb.com
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
|
دلزدگی و سردی آقایان در مقابل وابستگی خانمها پس از رابطه جنسی |
|
فرزندان ما در هر سنی تا چه میزان باید با مسائل جنسی آشنا باشند؟ |
|
افزایش مدت زمان رابطه جنسی و جلوگیری از انزال زودرس بین زوجین |
|
حل مشکلات زندگی جنسی.آیا رابطه جنسی در زندگیتان رو به افول دارد؟ |
|
کلیدهای طلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند |
|
شخصیت جنسی چیست ؟ و اداراک هیجانی چه تاثیری بر روابط زناشویی دارد ؟ |
|
آزمایش یک ماده ایمنی در اسپرم در مورد عقیم بودن یا نبودن مردان |
آیا مردان نیز دوره هایی دارند؟
برچسب ها : زندگی زناشویی ،مسائل جنسی زنان و مردان ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی
آیا تا به حال به محل انجام آمیزش فکر کرده اید ؟
راهکارهایی که میتواند اوقات به یاد ماندنی تری را برای شما به ارمغان بیاورد
متن کل خبر : اتاق خواب خصوصی ترین محل خانه است .
اما این بدان معنانیست که آمیزش لزوماً بایستی در اتاق خواب صورت بگیرد . محل انجام آمیزش می تواند در ایجاد یک رابطه بهتر، موثرتر لذت بخش تر، حتی متنوع تر نقش مهمی را ایفا نماید . شما معمولاً بایستی اتاق خوابتان را بر طبق فانتزیهای جنسی تان تزئین نمائید . برای برقراری آمیزش با کیفیت بالا می توان نکات زیر را در نظر گرفت :
1- هر از چند گاهی محل انجام آمیزش را تغییر دهید . این مکان می تواند صرفاً محدود به اتاق خواب نبوده و در مکانهای دیگر منزل نیز انجام شود . این به شرطیست که مکان مورد نظر آرامش و امنیت داشته باشد . گاهی انجام آمیزش برروی یک کاناپه راحت که در سالن پذیرایی خانه می باشد بسیار لذت بخش تر از مجلل ترین تختخوابهاست .
2- اتاق خوابتان را در بهترین قسمت منزلتان انتخاب نمائید به نحویکه هیچ مکان دیگری به آن مشرف نباشد .
3- حتماً برای اتاق خوابتان قفل و کلید جداگانه داشته باشید و به افراد دیگر اجازه ندهید که بدون اجازه شما وارد آن شوند .
4- اتاق خوابتان را بسیار جذاب و زیباتزئین نمائید و سعی کنید حتی المقدور و تا جائیکه امکانات مالی شما اجازه می دهد هر از چند گاهی دکوراسیون و رنگ آن را تغییر دهید .
5- تختخوابتان را طوری تزئین کنید که مرکز توجه قرار گیرد .
6- رطوبت و دمای اتاق خواب بایستی مناسب باشد .
7- تخت یا رختخواب شما بایستی همواره راحت و پاکیزه باشد .
8- رنگ اتاق خوابتان را از رنگهای آرام بخشی مثل آبی و سفید و صورتی انتخاب کنید . اگر به رنگهای گرمتر علاقه مندید رنگهائی مثل نارنجی یا قرمز عنابی بسیار رویائی هستند .
9- آویختن پرده های کافی و زیبا با رنگ های صورتی، نارنجی، یا قرمز ( به تناسب رنگ اتاق و دکوراسیون آن ) علاوه بر حفظ خلوت شما به مهیج ترین شدن اتاق خواب شمانیز کمک می کنند .
10- بهتر است نور اتاق خواب شدید و مستقیم نباشد . ترجیحاً از آباژورها یا لامپهایی کم نور با نور ملایم قرمز استفاده کنید .نورپردازیی که فضائی به رنگ غروب خورشید ایجاد می نمائید مناسب به نظر می رسد . استفاده از شمع های معطر علاوه براینکه فضای رومانتیکی ایجاد می کند هوارا نیز عطر آگین می نماید
11- حتماً آیینه بزرگ و قدی در اتاق خوابتان تعبیه نمائید .
12- هرگز لباسهایتان را به در و دیوار اتاق خواب آویزان نکنید و از آن به جای انباری خانه استفاده نکنید .
13- سعی کنید فضای اتاق خواب بسیار مرتب و جالب توجه باشید .
14- وسایلی نظیر تلویزیون کامپیوتر و یا وسایل کارتان را از اتاق خواب خارج کنید . فراموش نکنید که شما در دفترکارتان نمی خوابید و قرار نیست در اتاق خوابتان وظایف حرفه ایتان را انجام دهید و یا به سرگرمی های تلویزیونی بپردازید
15- حمام و دستشوئی در اتاق خواب وجود داشته باشد امکانات زیر را در اتاق خوابتان تعبیه نمائید
وسایل کامل آرایش و عطریات انواع لباسهای خواب و لباسهای زیر دستمالها و نوارهای بهداشتی وسایل آرایش مو و ملحفه های تمیز

منبع:parsiteb.com
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
|
دلزدگی و سردی آقایان در مقابل وابستگی خانمها پس از رابطه جنسی |
|
فرزندان ما در هر سنی تا چه میزان باید با مسائل جنسی آشنا باشند؟ |
|
افزایش مدت زمان رابطه جنسی و جلوگیری از انزال زودرس بین زوجین |
|
حل مشکلات زندگی جنسی.آیا رابطه جنسی در زندگیتان رو به افول دارد؟ |
|
کلیدهای طلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند |
|
شخصیت جنسی چیست ؟ و اداراک هیجانی چه تاثیری بر روابط زناشویی دارد ؟ |
|
آزمایش یک ماده ایمنی در اسپرم در مورد عقیم بودن یا نبودن مردان |
آیا مردان نیز دوره هایی دارند؟
برچسب ها : زندگی زناشویی ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،مسائل جنسی زنان و مردان
مراحل هیجان جنسی
ایجاد هیجان جنسی در زن و مرد طبق پژوهش های Masters و Johnson به ۴ بخش تقسیم میشود:
متن کل خبر : ۱ـ مرحله تحریک
۲ـ مرحله اوج
۳ـ مرحله ارضاء
۴ـ مرحله بازگشت
فاز تحریک بر اثر تحریک روانی نیز به وجود می آید. مثلا رنگ چشم، مدل مو، کل شکل ظاهــری، بوسه، نوازش و یا دست زدن مستقیم به دستگاه تناسلی، یک صدا، یک حرکت لطیف و رمانتیک تصویری یا جسمی.
در آمریکا پژوهشی صورت گرفته که طبق آن ۵۸ درصد از زنان بر اثــر نگاه مرد تحریک میشوند. این رقم برای مردان ۷۲ درصد است. ۱۲ درصد زنان و ۵۴ درصــد مردان بر اثر نگاه کردن به تصـویر لخت جنس مخالف تحریک میشوند. به همین دلیل در تبلیغات از زنان برهنه استفاده میشود.یک چهارم زنان و یک سوم مردان بر اثر دیدن عمل جنسی تحریک میشوند. اما زنان و مردان به یک اندازه بـه وسیله دیدن فیلم و کتاب تحریک میشوند. نتیجه این که عکس العمل زن آهسته، آهستــه است. دیدن یک عکس سکسی، زن را شـوکه میکند تا تحریک. اما کتاب یا فیلـــم او را آهسته، آهستــه تحریک میکند.
همان طور که رویاهای جنسی در مورد مردان منجـر به میل جنسی میشود در مورد زنان نیز میل جنســی ایجاد میکنـد. میل جنسی احتمالا به همان اندازه تحریک فیزیولوژی به سابقه آموزشی شخص وابستگی دارد.میل جنسی متناسب بامیزان ترشح هورمونهای جنسی افزایش می یابد. میل جنسی در جریان دوره عادت ماهانه تغییر میکند و در نزدیکی زمان تخمک گذاری به حداکثــر خود میرسد. این امــر احتمالا ناشـی از زیاد بــودن ترشــح استــروژن در جـریان مرحلــــه قبــل از تخمک گذاری است. تحـریک جنســی موضعــی در اندام های جنسی و مجرای ادرار موجب بـروز احساس های جنسی میشود. این علایم از طریق عصب به نخاع و از آن جا به مغزانتقال می یابد.
وقتی زن از نظر جنسی تحریک میشود، جریان گردش خون درپوست شدت می یابد،قسمت های مشخصی از پوست قرمز میشود، پستان ها بزرگ و نوک آنها برجسته میشوند، غددی که در زیــر لبهای کوچک آلت تناسلی هستنــد موجـب ترشـح مایـع لزجــی به نام «موکوس» در مدخـل واژن میگردند. موکوس عامل اصلی عمل لغزنده سازی در جریان عمل جنسی است. این لغزنده سازی به نوبه خود برای برقراری یک احساس مالش دهنده لذتبخش به جای یک احساس ناراحت کننده که ممکن است براثر یک واژن خشک به وجود آید،ضروری است.یک احساس مالش دهنده بهترین احساس را برای تولید رفلکس های مناسب که منجر به اوج لذت جنسی میشوند، ایجاد میکند. ۱۰ تا ۳۰ ثانیه پس از تحریک، مـاده لزجــی در واژن ترشح میشود و بر اثــر ترشــح ماده لـزج، واژن مرطوب میگردد. به این عمل Lubrication میگویند.دستگاه تناسلی قرمز و واژن بزرگ میشود. در مرحله تحریک:
انقباض عضلات شدت میگیرد. ماهیچه های دستگاه تناسلی و لگن خاصره بدون اراده منقبض میشوند.
باعث جمع شدن مقدار زیاد خون در لگن خاصره و دستگاه تناسلی میگردد. فشار خون افزایش می یابد، ضربان قلب شدت میگیرد و حرکت تنفسی بالا میرود. در واقع در تحریک جنسی کل بدن دخالت میکند.
۲ـ مرحله اوج
تغییرات فوق باقی میماند. اعصاب پاراسمپاتیک، شریان های بافت واژن را گشاد و وریدهای آن را تنگ میکند و موجب تجمع سریع خون میشود به طوری که مدخــل واژن تنگ میگردد. واژن بـر اثــر ازدیاد خون به نصف تقلیل می یابد و به دور پنیس حلقه میزند. این امر به برقراری تحریک جنسـی کافی در مرد کمک میکند و تحریک را افزایش میدهد. کلیتوریس برای ایجاد احساس های جنسی حساسیت دارد. کلیتوریس بزرگ نمیشود بلکه به اطراف استخوان شـرم گاه کشیــده و به عقـب رانـده میشود، به طوری که لمس مستقیم آن مشکل میگردد.
این فاز بسته به تحریک روانی و یا فیزیکی میتوان کم و بیش طول بکشد و یا به مرحله بالاتــر که ارضاء جنسی است برسد، یا آرام آرام پایین آمده و پایان یابد.
۳ـ مرحله ارضاء
این مرحله در مقایسه با مراحل ۱ و ۲ بسیار کوتاه است و در چند ثانیه انجام میگیرد. در یک ارضاء ساده ۳ تا ۵ و در یک ارضاء شدیدتر ۸ تا ۱۲ انقباض عضلات میتواند انجام گیرد. ارضاء تشکیل شده است از انقباض ریتمیـک عضلانــی خارج واژن در مقابل بافت های وریـدی به دور واژن و بافت های جلویی لب های کوچک.درواقع انقباض موزونی عضلات مختلف بایکدیگرارگاسم رابه وجودمی آورد. به عبارت دیگردرجریان ارگاسم عضلات پرینه زن به طورهماهنگ منقبض میشود.هماهنگی کشش عضلات باعث فشار و جاری شدن خون در رگ ها و باعث ارضاء میشود.
در کتاب پزشکی منتشره در ایران چنین آمده است:«هنگامـی که تحریک جنسی موضعـی به اوج شدت میرسد و بویژه هنگامی که احساس های موضعی به وسیله سیگنال های شرطی ـ روانی مناسب از مغز تقویت میشوند، رفلکس هایی بروز میکننـد که موجب اوج لذت جنسی یا ارگاســم میشوند.»
زنان در تحریک کامل میتوانند چند بار پشت سر هم ارضاء شوند. از طریق مقاربت واژنی این عمل میتواند ۶ بار یا بیشتر باشد. اگر کلیتوریس به صورت مستقیم تحریک شود و زن آن را هدایت کند، در مدت یک ساعت زنان میتوانند تا چند بار ارضاء شوند.
تفاوتی بین ارضاء جنسی از طریق واژن و ارضاء از طریق کلیتوریس وجود ندارد. به نظر Masters و Johnson وجود ارضاء جنسی بدون وابستگی به محل تحریک که باعث آن شده باقی میماند.
فروید معتقد بود اگر تحریک کلیتوریس به روی واژن منتقل شود، زن به تکامل زنانگی خود رسیده است. امروز این تئوری ها رد شده است، ما امروز از ارضاء واژنی، ارضاء از طریق کلیتوریس، و یا از طریق رویا صحبت میکنیم. از نظر فیزیولوژی همه این ها به هم شبیه هستند.
۴ـ مرحله بازگشت
در مرحله بازگشت، کل تحریک به حالت اولیه برمیگردد. فشار خون، ضربان قلب و تنفس به حالت اولیه برمیگـردد، عضلات دوبـــاره منبسط میشــود. کلیتـــوریس به حالت قبل باز میگــردد. سرعت بازگشت بستگــی به ارضاء شدن دارد. اگر زن ارضـاء شود در عرض چند دقیقه همه چیز به حالت اول برمیگردد. در غیر این صورت خون مدت طولانی در واژن میماند و میتواند احساس نامطبوعـــی ایجاد کند که تا یک ساعت به طول بیانجامد. البته این حالت،به شکلــی که فرد به طورآگاهانــه در ایجاد آن تلاش کند، نیست.
کل سیستم دریافت در مرحله بازگشت محدود میشود. زن در برخی دقایق بی حال و بی هوش میشود.
دو دانشمند مذکور در سال ۱۹۶۶ ثابت کردند که جمع شدن خون پس از اوج جنسی در عرض چند دقیقه به حالت اول برمیگردد وگرنه ساعت ها طول میکشد تا به حالت اول برگردد. یک سوم زنان دست به خودارضائی میزنند تا این گرفتگی جنسی را که نتیجه عشق بازی است به حالت اول برگردانند.
مرد در مجموع قدری زودتر به ارضاء میرسد. ارضاء جنسی زن طولانی تر از مرد است. زن بلافاصله پس از ارضاء میتواند به یک نقطه اوج دیگر برسد، در حالی که مردان در مجموع پس از سپری شدن مدت زمانی، به تحریک تازه پاسخ میدهند.
توانایی عکس العمل جنسی زن نه به طور کمی و نه کیفی ضعیف تر از مرد نیست. این که زن در رفتار جنسی خجالتی و کم روست به مسئله فیزیولوژی وی برنمیگردد. این نظر که زن در توانایی، حساسیت جنسی پایین تر از مرد دارد، در واقع به پیشداوری جامعه مردسالار برمیگردد.
Masters و Johnson به این نتیجه رسیدند که در مدت حاملگی و پس از زایمان بعد از بهبود زخم ها دلیلی برای عدم روابط جنسی وجود ندارد.
حتی بین ۳ تا ۶ ماهگی بسیاری از زنان خواست تمایل جنسی شان افزایش می یابد و ارضــاء جنسی شدیدتری را تجربه میکننــد. در سه ماه آخــر حاملگی تمایل جنســی کم میشود. اگــر احتمال سقط جنین وجود نداشته باشد،زن تاچندهفته قبل ازوضع حمل هم میتواندروابط جنسی داشته باشد.
منبع:parsiteb.com
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
|
دلزدگی و سردی آقایان در مقابل وابستگی خانمها پس از رابطه جنسی |
|
فرزندان ما در هر سنی تا چه میزان باید با مسائل جنسی آشنا باشند؟ |
|
افزایش مدت زمان رابطه جنسی و جلوگیری از انزال زودرس بین زوجین |
|
حل مشکلات زندگی جنسی.آیا رابطه جنسی در زندگیتان رو به افول دارد؟ |
|
کلیدهای طلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند |
|
شخصیت جنسی چیست ؟ و اداراک هیجانی چه تاثیری بر روابط زناشویی دارد ؟ |
|
آزمایش یک ماده ایمنی در اسپرم در مورد عقیم بودن یا نبودن مردان |
آیا مردان نیز دوره هایی دارند؟
برچسب ها : مسائل جنسی زنان و مردان ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی ،زندگی زناشویی
وظایف والدین در مسائل جنسی
متن کل خبر : در میان طبقات مختلف بشر اعم از زرد و قرمز و سفید و سیاه حس جنسی و دریافت نوع مخالف وجود دارد منتهی شدت تحریکات جنسی بر حسب نژاد و محیط فرق میکند و هر یک از افراد یک نژاد بخصوص جنس مخالف نژاد خود را بیش از سایرین می پذیرد.
عمل جنسی در حیوانات نیز وجود دارد منتهی بصورتهای مختلف انجام می گیرد باید دانست اگر میل جنسی و لذتی که از آن به حیوان دست میدهد نبود هیچگاه حاضر نمیشد به این عمل دست بزند.
هر یک از موجودات زنده بنحوی جنس مخالف را تحریک می نماید انسان با آرامش و ناز و میل جنسی را در طرف شدید کرده و او را به سوی خود میکشاند.
میل جنسی از طفولیت در نهاد هر موجودی هست و حتی از زمان تولد هم وجود دارد ولی خاموش است و با رشد انسان متدرجا رشد میکند بطوریکه می توان گفت میل جنسی با رشد طبیعی به یک نسبت پیش میرود.
در سنین طفولیت کودک با مالیدن آلت تناسلی خود به دست یا پا سعی میکند آتش شهوتش را که هنوز بانه ای ندارد خاموش کند وقتیکه به حد بلوغ رسید آتش شهوتش بانه می کشد و میلش به جنس مخالف تشدید می گردد و سعی می کند وسیله ای فراهم کند تا رفع این غریزه شود در این موقع است که باید متوجه بود تا انحراف جنسی
وظیفه پدر آنست که سعی وافرمبذول دارند تا جوان گمراه نشوند و راه خلاف در پیش نگیرند برای رسیدن به این هدف باید هر چه زودتر وسایل ازدواج جوانان را فراهم کنند و آنها را از دست زدن به اعمال زشت منع کنند و بوسیله کتابهای جنسی و سودمند آنها را به مضرات انحرافات جنسی و راه صحیح اطفای شهوت آشنا سازند تا برای انها و نسل آینده خطری در پیش نباشد
ژاک مارسیرو در باره ی وظیفه ی اولیا می نویسد : طفل وقتی پا به عرصه وجود گذاشت مسئول وجود خویش نیست دیگر او را به وجود آورده دیگری باید از او مواظبت کند و در راه تعلیم و تبیت او بکوشد و جزئیات مطلب را برای او حلاجی کند تا بچه کنجکاو نگردد و کنجکاوی از راه راست منحرفش ننماید در این صورت اگر بچه بزرگ شد و برای خود عالمی پیدا کرد خود مسئول رفتار خودش است و بستگان و اولیا در قبال او مسئولیتی ندارد اوست که باید فرزندانی لایق به وجود آورده و راه کج و راست را از هم تمیز دهد در این صورت مالک میراث پدر شده است.
هنگام شباب و غرور جوانان از هر وسیله ای برای خاموش کردن آتش امیال جنسی
شخصی در دفتر خاطرات خود اینچنین نوشته بود:
از بچگی میل جنسی ام زیاد بود از این نظر بیشتر با دختران تماس می گرفتم و با بازیهای مختلف با آنها سرگرم می شدم در مواقع تنهایی با آلت خود بازی می کردم و از این عمل لذت فراوان می بردم بعدها که به سن بلوغ رسیدم دست به استمنا زدم و چون کسی نبود که راهنمایم باشد راه فساد و تباهی د پیش گرفتم و از استمنا به لواط و از لواط به زنا پرداختم و تا سی سالگی راه خلاف می رفتم در این موقع صورتم پر چین وشکن شده بود و پنجاه ساله می نمودم قوای جسمانی و دماغیم تحلیل رفته بود و چشمانم بی فروغ شده بود و در این موقع احساس کردم که دچار مرض شده ام چون خواستم درمان کنم پولی در دست نبود و محل اقامتم از مرکز دور بود ناچار با مر ض خو گرفتم و رنج و درد را بر خود هموار کردم تا حال که دیگر رمقی ندارم و عنقریب است که عفریت مرگ گریبانم را بگیرد.جنسی از طفولیت در نهاد هر موجودی هست و حتی از زمان تولد هم وجود دارد ولی خاموش است و با رشد انسان متدرجا رشد میکند بطوریکه می توان گفت میل جنسی با رشد طبیعی به یک نسبت پیش میرود.
در سنین طفولیت کودک با مالیدن آلت تناسلی خود به دست یا پا سعی میکند آتش شهوتش را که هنوز بانه ای ندارد خاموش کند وقتیکه به حد بلوغ رسید آتش شهوتش بانه می کشد و میلش به جنس مخالف تشدید می گردد و سعی می کند وسیله ای فراهم کند تا رفع این غریزه شود در این موقع است که باید متوجه بود تا انحراف جنسی پیدا نکند چون عدم توجه در کارهای او باعث می شود که به اعمال خلافی چون جلق و لواط و غیره دست زند و دچار امراض خطرناکی گردد.
وظیفه پدر آنست که سعی وافرمبذول دارند تا جوان گمراه نشوند و راه خلاف در پیش نگیرند برای رسیدن به این هدف باید هر چه زودتر وسایل ازدواج جوانان را فراهم کنند و آنها را از دست زدن به اعمال زشت منع کنند و بوسیله کتابهای جنسی و سودمند آنها را به مضرات انحرافات جنسی و راه صحیح اطفای شهوت آشنا سازند تا برای انها و نسل آینده خطری در پیش نباشد
ژاک مارسیرو در باره ی وظیفه ی اولیا می نویسد : طفل وقتی پا به عرصه وجود گذاشت مسئول وجود خویش نیست دیگر او را به وجود آورده دیگری باید از او مواظبت کند و در راه تعلیم و تبیت او بکوشد و جزئیات مطلب را برای او حلاجی کند تا بچه کنجکاو نگردد و کنجکاوی از راه راست منحرفش ننماید در این صورت اگر بچه بزرگ شد و برای خود عالمی پیدا کرد خود مسئول رفتار خودش است و بستگان و اولیا در قبال او مسئولیتی ندارد اوست که باید فرزندانی لایق به وجود آورده و راه کج و راست را از هم تمیز دهد در این صورت مالک میراث پدر شده است.
هنگام شباب و غرور جوانان از هر وسیله ای برای خاموش کردن آتش امیال جنسی استفاده می کنند از دختر کوچک و پسر خود گرفته تا پیران به همه نظر دارند و چون دوران گردش و تفریح آنهاست از رفتن به کافه و سینما و دیدن مناظر شهوت انگیز گوناگون خودداری نمی کنند اینست که باید آنها را از خواندن رمانهای شهوت انگیز و افسانه های منحرف کننده منع کرد وسعی نمود که مطالب مضر و عکسهای تحریک کننده در دسترس آنها قرار نگیرد ضمنا باید مضرات کارهای زشت را به آنها گوشزد نمود
شخصی در دفتر خاطرات خود اینچنین نوشته بود:
از بچگی میل جنسی ام زیاد بود از این نظر بیشتر با دختران تماس می گرفتم و با بازیهای مختلف با آنها سرگرم می شدم در مواقع تنهایی با آلت خود بازی می کردم و از این عمل لذت فراوان می بردم بعدها که به سن بلوغ رسیدم دست به استمنا زدم و چون کسی نبود که راهنمایم باشد راه فساد و تباهی د پیش گرفتم و از استمنا به لواط و از لواط به زنا پرداختم و تا سی سالگی راه خلاف می رفتم در این موقع صورتم پر چین وشکن شده بود و پنجاه ساله می نمودم قوای جسمانی و دماغیم تحلیل رفته بود و چشمانم بی فروغ شده بود و در این موقع احساس کردم که دچار مرض شده ام چون خواستم درمان کنم پولی در دست نبود و محل اقامتم از مرکز دور بود ناچار با مر ض خو گرفتم و رنج و درد را بر خود هموار کردم تا حال که دیگر رمقی ندارم و عنقریب است که عفریت مرگ گریبانم را بگیرد.
منبع:parsiteb.com
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
|
دلزدگی و سردی آقایان در مقابل وابستگی خانمها پس از رابطه جنسی |
|
فرزندان ما در هر سنی تا چه میزان باید با مسائل جنسی آشنا باشند؟ |
|
افزایش مدت زمان رابطه جنسی و جلوگیری از انزال زودرس بین زوجین |
|
حل مشکلات زندگی جنسی.آیا رابطه جنسی در زندگیتان رو به افول دارد؟ |
|
کلیدهای طلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند |
|
شخصیت جنسی چیست ؟ و اداراک هیجانی چه تاثیری بر روابط زناشویی دارد ؟ |
|
آزمایش یک ماده ایمنی در اسپرم در مورد عقیم بودن یا نبودن مردان |
آیا مردان نیز دوره هایی دارند؟
برچسب ها : مسائل جنسی زنان و مردان ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی
لذتی پست و بیمقدار که ویرانگر روح، جسم و ایمان است
فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)
در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسر
بچه در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.
در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلانی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شوند. شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است. پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود، ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی، محققین بر این باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و در سن 21 سالگی مرحله ی بلوغ آنها تکامل پیدا می کند. در این زمان رشد بیضه ها و غدد مترشحه داخلی بدن نیز به آخرین حد خود می رسد.
ارتباط میان غدد جنسی و غدد درون ریز
در ارگانیسم بدن انسان 7 غده مترشحه داخلی وجود دارد. هر یک از این غدد هورمون های متفاوتی را ترشح می کنند که پیام های مختلفی را به اعضای دیگر منتقل میسازند. این غدد مسئول تنظیم و تعدیل عملکردهای مختلف بدن از جمله رشد، فشار خون، دمای بدن، میزان کلسیم، شکر، فسفر، و از همه مهمتر عملکرد جنسی افراد هستند. زمانی که هر یک از این غدد به نحوی قادر به نشان دادن واکنش درست از خود نباشند، بدن ممکن است با انواع و اقسام مختلف اختلالات مواجه شود. به همین دلیل است که برخی از افرادی که در غدد خود با اختلال روبرو می شوند، باید با استفاده از هورمون های مصنوعی نیازهای بدن خود را مرتفع سازند.
مهمترین غده درون ریز، غده هیپوفیز نام دارد. این غده توانایی آن را دارد که به کل غدد درون ریز شدت و یا کسرت عمل وارد کند. غده ی هیپوفیز همچنین از جمله مهمترین غده های جنسی نیز محسوب می شود.
غده معروف هیپوفیز که محور اصلی کنترل فعالیت های بیضه ای/تخمدانی است، کنترل کلیه ی تنظیمات جنسی در بدن خانم ها و آقایون را به عهده دارد.
در مردان این غده فعالیت های جنسی خود را از زمان بلوغ -یعنی درست وقتی که هورمونهایی را به منظور تحریک اعضای جنسی به خون می فرستد- کار خود را شروع می کند.
در خانم ها هم غده ی هیپوفیز در دوران بلوغ با ایجاد هورمون هایی که سبب تخمک گذاری در تخمدان ها می شوند، کار خود را شروع می کند. هر یک از تخمک ها حاوی هورمون های جنسی زنانه هستند که سبب ایجاد و گسترش خصوصیات زنانه در بانوان می شوند.
همه ی انسان ها در تمام طول زندگی خود دائماً در حال انتقال و تغییر شکل انرژی هستند. همه چیز در زندگی انسان ها شروع و پایانی دارد و رابطه جنسی نیز از این امر مستثنی نخواهد بود.
اندام های جنسی انرژی را تولید می کنند که باعث ایجاد تمایلات و گرایش های جنسی در افراد می شود؛ اما به منظور تولید یک چنین انرژیی، اندام های جنسی باید از منبع ذهنی تغذیه شوند. افکار و تصورات جنسی به عنوان مواد اولیه ی تولید اسپرم و انرژی جنسی محسوب می شوند.
زندگی یک انسان از تلفیق یک اسپرم با تخمک شکل می گیرد. تنها یک اسپرماتوزوئید (نطفه) این توانایی را دارد که یک انسان جدید خلق نماید. گفته می شود که در هر بار انزال، مردها چیزی در حدود میلیون ها اسپرم از دست می دهند.
در یک زمین کشاورزی زمانی که کشاورز تصمیم می گیرد دانه بکارد، بهترین انواع دانه ها را انتخاب می کند، زمین را به خوبی شخم می زند، و دو تا سه دانه می کارد –و نه میلیونها- و زمانیکه این دانه ها بزرگ شده و رشد کردند، از آنها استفاده کرده میوه هایشان را میخورد و زندگی می کند.
به عنوان مثال یک درخت لیمو را در نظر بگیرید. این درخت زمانی به مرحله تکامل خود می رسد که بتواند میوه های رسیده ی لیمو پرورش دهد. اما اگر کسی به این امر توجه نداشته باشد و میوه ها را پیش از رسیده شدن کامل از درخت بچیند، با این کار خود به رشد درخت صدمه وارد کرده و اجازه نمی دهد که درخت به رشد و تکامل نهایی خود برسد. این امر در مورد ارتباط جنسی نیز صدق می کند. اگر فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل بخواهد از انرژی جنسی خود استفاده کند، به بدن خود صدمات جبران ناپذیری وارد می کند که در زیر نگاه کوتاهی به این مشکلات خواهیم داشت.
ارتباط جنسی و ورزش

اخیراً محققان از وجود نیروی جنسی باخبر شده اند و سعی می کنند تا از این نیرو بـهره گـرفته و آن را بــرای موارد دیگری ذخیـره کرده و به کار گیرند. در ورزش مشت زنـی، هـر مـربی کارآمدی در حیـن دوره ی آمـادگی، بـوکسور خـود را برای 90 روز از بـرقـراری ارتـباط جنسـی منـع مـی کند تا هم انرژی او بیشتر شود و هم بتواند مشتهای محکمـتری بـه حـریف وارد کند. در تیمهای فوتبال نیز بازیکنان از 3 روز قبل از انجام بازی به حومه شهر انتقال داده میشوند تا انرژی آنها بر اثر بـرقـرای رابـطه جنـسی تحـلیل نـرود. در مسابقات قهرمانی جهان در سال 1986م. تیم ملی کشـور آرژانتـین از هـمه تیم ها مدت زمـان بیشتـری را در اردوی آمـــادگی به سر برد و نتـیجـه چه شد: بدون شـکست از مسـابقات بـیرون آمـدند. یـک گـزارش علمی اثبات می کند که: "تستـوسترون نقـش مهـمی را در شـکل دهـی رفتار افراد بازی می کند. این هورمن به عنـوان نوعی محرک شناخته میشود که در کلیه حالات فردی، از جمله عصبانیت و پرخاشگری نیز تاثیر گذار است."
بنابر گزارش فوق در یک بازی فوتبال به راحتی می توان تشخیص داد که کدام یک از تیمها برنده خواهند شد: "تیمی که در رگ های خونی بازیکنانش میزان تستوسترون بیشتری موجود باشد."
در "ناسا" که معتبرترین مرکز پژوهش های علمی جهان به شمار می رود، فعالیت های جنسی کلیه ی دانشمندانی که در آنجا مشغول به فعالیت هستند، تحت کنترل است تا پژوهشگران همیشه بتوانند در بهترین وضعیت ممکن ذهنی و جسمی قرار داشته باشند.
در گذشته مردهای یونان باستان تا سن 140 سالگی عمر می کردند. تا همین چند وقت قبل هم مردم به راحتی تا سن 90 سال عمر می کردند، اما این روزها به دلیل بروز پاره ای از مشکلات نظیر خودارضایی، آزار و اذیت های جنسی، غذاهای صنعتی، استفاده از هورمون های مصنوعی (که مصارف مختلفی دارند، نظیر: چاق کردن و بزرگ کردن زودرس جوجه ها و احشام) فرایند سالخوردگی از سنین پایینی (تقریباً 35 سالگی) شروع می شود. در کل دنیا افراد انگشت شماری هستند که از نظر اقتصادی کنترل همه افراد را به دست گرفته اند. این افراد از قدرت رابطه جنسی نیز به خوبی اطلاع دارند؛ به همین دلیل کلیه ی امکانات موجود را فراهم می آورند تا ذهن انسان های دیگر را تنها به این امر متمرکز کرده، عقل را از سر آنها بپرانند و کاری کنند تا آنها مطابق میلشان عمل کنند. آنها به خوبی می دانند که انسان های کم عقل، سرشار از شهوت هستند، بر روی امیال جنسی خود هیچ گونه کنترلی نداشته و به راحتی میتوان آنها را مطیع خود ساخت.
تئوری های پوچ مدرن در مورد ارتباط جنسی
نوگرایانی که بر روی ارتباط جنسی تحقیق و بررسی می کنند، به سادگی به خود اجازه می دهند که قدرت و حق انتخاب جوانان را از بین ببرند. برخی از آنها مواردی نظیر "خود ارضایی" را به جوانان پیشنهاد می کنند. کینسی، مستر و جانسون که به عنوان پایه گذاران مطالعات جنسی نوین شناخته می شوند بر این عقیده اند که یک جوان می تواند چندین مرتبه در طول روز خود ارضایی کند چراکه علم پزشکی هیچ گونه تاثیر جانبی خطرناکی را پیدا نکرده که مربوط به خودارضایی باشد. آنها بر این باورند که اهمیت خود ارضایی به ویژه در زمان بلوغ که خصوصیات های زنانه و مردانه در افراد بروز می کند از اهمیت بیشتری برخوردار می شود و به همان اندازه که در مردها اهمیت دارد برای خانم ها نیز مهم است. این افراد حتی معتقدند که زن و مرد می توانند در طول زمان قاعدگی ، با هم ارتباط جنسی داشته باشند؛ اما پژوهش های علمی اثبات کرده اند که برقراری رابطه جنسی در زمان قاعدگی خطرناک و در عین حال زیان آور است چراکه در این زمان مواد مرده و فاسد از بدن زن خارج می شود که اگر آلت تناسلی مرد با این مواد تماس پیدا کند آنها را جذب کرده، خواص آن از طریق خون به سلول های عصبی مغز انتقال پیدا می کند و بر روی قدرت جنسی مرد تاثیر نامطلوبی می گذارد. تعداد دیگری از این محققان معتقدند که برقراری ارتباط جنسی از راه مقعد بلامانع بوده و می تواند بر طبق توافق طرفین انجام پذیرد. در مقابل این ادعا باید اظهار داشت که هر یک از ارگان های بدن برای انجام دادن کار خاصی ایحاد شده اند و عملکرد مقعد نیز تخلیه مدفوع است. افرادی که این کار را انجام می دهند به عضلات همکش و تنگ کننده ی باسن (Sphincters) خود آسیب وارد کرده و سبب بروز بواسیر و سایر عفونت های شدید روده و اثنی عشر می شوند. شایان ذکر است که برقراری یک چنین روابطی به عنوان عمده ترین عامل انتقال بیماری های جنسی از جمله ایدز در میان مردهای هم جنس باز تلقی می شود.
ارتباط خودارضایی با ضعف جنسی و انزال زودرس
مثالی که پیشتر در مورد زمین کشاورزی، درخت لیمو، و رسیدن دانه های لیمو برایتان بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید. ما در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اولین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس را از درخت بچیند، عمر درخت کم شده، و توانایی باروری آن نیز به شدت کاهش پیدا میکند. این امر در مورد حیوانات نیز صدق میکند به همین دلیل هم هست که دامپزشکان اهمیت بسیار زیادی برای این امر قائل هستند. باید بدانید که مطلب فوق در مورد انسان ها نیز صحت پیدا می کند. اگر آقایون شروع کنند به برقرای روابط زیاد جنسی با افراد مختلف، و یا پیش از رسیدن به سن 21 سالگی، خود ارضایی را تجربه کرده باشند -یعنی زمانی که اسپرم ها به بلوغ کامل نرسیده اند- این امر خلل جبران ناپذیری را به قوای جنسی شان وارد می کند و بعدها عواقبی را در زندگی جنسی شان به وجود خواهد آورد.
ذکر این نکته به این منظور نیست که بعد از 21 سالگی خودارضایی مشکلی ندارد بلکه منظور عوارض قبل از این سن است، که حتما در سنین بالا تر هم این مسئله بروز مشکل خواهد کرد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، زیرا در اسلام این کار به طور کلی حرام میباشد .

زمانی که مرکز فعالیت های جنسی به دلیل وجود مزاحمت هایی نظیر خود ارضایی و یا آزار و اذیت های جنسی نتواند به درستی رشد پیدا کند، اندوخته قوای جنسی از سن 35 سالگی به بعد رو به تحلیل می رود و این مورد نه تنها تاثیر نامطلوبی بر روی دستگاه تناسلی می گذارد بلکه عملکرد کلیه سیستم های بدن را نیز تحت الشعاع قرار می دهد: دستگاه هاظمه، گردش خون، عملکرد غدد مترشحه، سیستم عصبی و ...
این افراد به سرعت از سن 35 سالگی به بعد شاهد فرایند سالخورده شدن خواهند بود. خیلی زودتر از حالت طبیعی توانایی هایشان را از دست می دهند و متاسفانه خیلی سریع روانه گورستان خواهند شد. در چنین شرایطی ارگان های جنسیشان نیز دچار اختلالات مختلفی شده و انواع بیماری های گوناگون جنسی به همراه بیماری هایی نظیر اختلال سیستم عصبی و دگرگونی سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک و غدد درون ریز می شوند.
خودارضایی که از جمله نقص های فردی به شمار می رود، سبب ایجاد تصورات شهوانی در ذهن فرد می شود. در دراز مدت فرد عدم تمایل جنسی نسبت به جنس مخالف خود را پیدا می کند، از نظر ذهنی خسته می شود، و دچار ناتوانی های جنسی خواهد شد.
ساموئل اون ویر در بخش 9 کتاب خود با عنوان "ازدواج موفق" اینطور می نویسد که: "تصورات جنسی و تخیلات شهوانی سبب ایجاد ضعف جنسی و ذهنی می شوند. شاید در نگاه اول اینگونه افراد نرمال به نظر برسند و مانند افراد عادی تحریک پذیر باشند، اما زمانی که می خواهند با طرف مقابل ارتباط برقرا کنند و خواسته های او را براورده سازند، به سرعت ارضا می شوند، آلت تناسلی به حالت اولیه باز می گردد، در بدترین حالت ممکن قرار می گیرند، و دچار ناامیدی و افسردگی می شوند. آنها در توهمات جنسی خودشان را غرق کرده اند که این توهمات هیچ ارتباط و یا شباهتی به دنیای واقعی ندارند. به همین دلیل هنگامیکه در شرایط طبیعی قرار می گیرند، نمی توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست می خورند. "ضعف جنسی-ذهنی ترسناک ترین تراژدی است که می تواند برای هر زن و یا مرد با احساس و با منطقی اتفاق بیفتد."
زمانیکه یک فرد جوان دست به خود ارضایی می زند، بازه زمانی، برای او هیچ اهمیتی ندارد و ترجیح می دهد که هر چه سریعتر خود را تخلیه کند. در علم روانشناسی این امر نهایتاً منجر به بروز عارضه ی انزال زودرس در فرد می شود. علاوه بر این، استمناء سبب انبساط عضلات اسفنکتر می شود که این عامل به نوبه ی خود موجبات انزال زودرس را بیش از پیش فراهم خواهد آورد.
از سوی دیگر نباید از این امر غافل شد که "ملاتونین" هورمون بی چون و چرای جوانی است. فرایند سالخوردگی مستقیماً به ترشح این هورمون در بدن بستگی دارد. این هورمون در زمان جوانی به وفور در بدن ترشح می شود و از سن 25 سالگی به بعد ترشح آن در بدن کاهش پیدا می کند. خود ارضایی، به ویژه در زمان جوانی، باعث از دست رفتن میزان بسیار زیادی ملاتونین در بدن می شود. این امر غده ی کاجی شکلی که در بدن ملاتونین ترشح می کند را ضعیف کرده، خاصیت مغناطیسی موجود در این غده را کاهش می دهد و بطور کلی سبب کاهش طول عمر آن می گردد.
روابط جنسی نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فیزیکی مضرات بیشماری را در بردارد، بلکه از نظر دینی حرام است و می تواند از نظر روحی و ذهنی نیز بر روی افرادی که این کار ار انجام میدهند، تاثیرات نامطلوبی بگذارد. افرادی که در مکالمات محرک جنسی شرکت میکنند، کسانی که به خواندن مجلات محرک جنسی معتاد هستند، و کسانی که به تماشای فیلم های ضد اخلاقی جنسی گرایش دارند، مبحث ظریف و مطبوع رابطه جنسی را به صورت وحشیانه، به دور از انسانیت، و تنها با رضایت ذهنی با نکبت و بدبختی همراه می سازند. انسان ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند هوشمندانه زندگی کنند.

عواقب خودارضایی
با توجه به رویکرد نفسـانی-عـاطـفی رابـطه جنـسی، فـرویـد معتـقد است که رابطه جنسی محصول گردهمایی یک زن و یک مرد است کـه یـکدیـگر را دوسـت بـدارند و مکمل یکدیگر باشند.
به همین دلیل هم هست که فروید خود ارضایی را یک نقص فردی نـامگـذاری مـی کند (بـه این دلیل که طرف دوم در این ارتباط وجود ندارد مگر در خیال). در حین خود ارضایی فرد اگر مرد بـاشــد، یک زن را در ذهن خود مجسم می کند و اگر زن بـاشد یک مرد را در ذهن خود مجسم کرده و با او وارد رابـطـه جنسی می شود. در این حال خستگی چند برابر می شود، چرا که فرد هم از نظر جنسی از خود کار می کشد و هم از نظر ذهنی. تصویر شریک جنسی خیالی، مانند یک لوح در ضمیر ناخودآگاه فرد حک می شود و سبب بروز انزال های شبانه ناخواسته می شود. به این ترتیب که فرد هر چقدر بیشتر خود ارضایی کند، میزان این انزال های شبانه افزایش می یابد.
دمای خارجی بدن انسان 98 درجه فارنهایت است و دمای درونی آن 100 درجه فارنهایت. این دما در زمان خود ارضایی افزایش پیدا می کند. زمانیکه انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب در کیسه ی منی ایجاد می شوند، اما به دلیل خود ارضایی، کیسه ی حاوی منی خیلی زودتر از زمان مقرر تخلیه گردیده است. فرایند طبیعی بدین گونه است که کیسه های منی سعی می کنند تا خود را پر کنند، اما از آنجایی که منی خیلی زودتر از بدن خارج شده، چیزی جز هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد جذب نخواهد شد. این هوا بعداً از طریق کیسه منی به سیستم لنفاوی انتقال داده می شود، سپس به مغز انتقال پیدا کرده و باعث ایجاد شک دمایی شده و فضای سردی را میان ماده ی مغزی و سلول ها ایجاد می کند و این امر واکنش نرمال ماده مغزی، سیستم عصبی و جسمانی را مختل می سازد.
کیسه منی می بایست به جای جذب هوا، اسپرم جذب کند، اما این امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلاً آزاد شده اند. علاوه بر این جذب هوا از جذب مایع خیلی ساده تر است.
ساموئل اون ویر، فیلسوف، انسان شناس، و محقق امور جنسی و روانشناس بخش مطالعات جنسی، در کتاب خود با عنوان "یادگیری علوم فردی" در مورد این هوای سرد جذب شده تصریح می دارد که: " در خصوص افرادی که به شخصه استمناء می کنند، به راحتی می توان گفت که چه ایرادی می تواند بوجود آید. زمانی که آنها خود ارضایی می کنند، در حال ارتکاب به جرم در برابر طبیعت هستند. وقتی انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب ایجاد می شوند که این حرکات برای هر مردی کاملاً قابل درک و تشخیص است و به واسطه ی تاثیر خالی بودن کیسه های منی، این کیسه ها سعی می کنند تا خود را پر کنند و به همین دلیل هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد با همان حرکات کرمی شکل، جذب می شود. این سیگنال ها به مغز فرستاده می شوند، به همین دلیل مایع مغزی زیادی در این میان از بین می رود، و در نتیجه فرد از نظر ذهنی خسته می شود. بد نیست بدانید که تعداد بیشماری از مردها به دلیل عمل منفور خودارضایی دیوانه شده اند. مغزی که پر از هوا شود دیگر توانایی تفکر ندارد و قابلیت های ذهنی خود را به طور 100% از دست خواهد داد. به همین دلیل ما هم این عمل نادرست را 100% محکوم می کنیم.
اسپرم ها حاوی رمز ژنتیکی DNA (اسید دی اکسی ریبونوکلئیکDeoxyribonucleic Acid)، RNA یا اسید ریبونوکلویک (Ribonucleic Acid)، آنزیم ها، کلسیم، فسفر، نمک های بیولوژیک، و تستوسترون می باشند. زمانیکه استمناء صورت می پذیرد، کلیه ی این اجزای حیاتی از بدن فرد بیرون کشیده می شوند و اگر فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشد، امکان رشد کافی را پیدا نمی کند و نیرویی که در این مواد وجود دارد، جذب نشده و از بدن او خارج می شوند.
از آنجایی که میزان زیادی کلسیم به همراه منی از بدن خارج می شود، فرد احساس خستگی شدید در استخوان ها می کند و ممکن است دچار کوفتگی پا شود. لازم به ذکر است که استخوان های تنومند نشان دهنده ی میزان قدرت فرد هستند. همانطور که می دانید گلبول های قرمز خونی و پلاکت ها در مغز استخوان تولید می شوند. فرد جوانی که خودارضایی می کند، اجازه نمی دهد که مایع مغز استخوان به خوبی شکل بگیرد و باید تا آخر عمر خود شاهد عواقب آن باشد. زمانیکه فسفر بیش از حد طبیعی به واسطه خودارضایی از بدن خارج می شود، مشکلات عصبی از قبیل رعشه برای فرد ایجاد می شود. در زمان خود ارضایی لسیتین نیز از بدن خارج می شود که این امر سبب فرسودگی سیستم عصبی می شود و به مرور زمان موجبات بیحالی، ضعف اعصاب و نهایتاٌ مرگ تدریجی سلول های عصبی را فراهم خواهد آورد.
تئوری های پوچ محققان جنسی نوگرا
دکتر اسـپایـتک متخصص برجسته کالبد شناسی امریکایی و رئـیس جامعه عصب شناختی نیـویورک در کـتـاب خـود بـا عنوان "انرژی خالق" اظهار میدارد کـه جنـون هـای متفاوتی بـه واسـطه ی خـود ارضایی و آزار و اذیت های جنسی پدید خـواهد آمـد، چراکه مایـع مـغزی ابتـدا سـرشـار از لسیـتـین است و سپس بـواسطه انـزال غیـرمترقبه، از لسیتین خالی می شود. به همین دلیل ارگان ها بـه جـای آن باید از سایر بافت ها و اعصاب موجود در مغز استفاده کنند.
در هـر بار انـزال مـردها چیـزی در حـدود 300 تا 400 میـلیون اسپرم به همراه مقادیر زیادی انرژی از دست می دهند. واقعاً چه می شد اگر انسانها می دانستند که چگونه می توانند این انرژی را به جای خارج کردن از بدن، در بدن خود ذخیره نمایند؟! نتیجه حتماً انسانی شبیه به سوپرمن می شد!
پروستات غده ای است که دقیقاً در زیر گردنه ی مثانه قرار گرفته است؛ مایعی به رنگ سفید کدر و لزج ترشح می کند که به عنوان وسیله ای برای انتقال اسپرم ها به شمار می رود. این غده تقریباً در سن 21 سالگی به مرحله ی رشد کامل خود می رسد. زمانیکه فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل (در مردان سن 21 سالگی) دست به خود ارضایی می زند، پروستات دچار ضعف و نقصان می شود و این امر سبب بروز اختلالات مربوط به پروستات در سنین چهل سالگی به بعد می شود. این اختلال بدین شرح است که غده ی پروستات بزرگ شده، راه خروج ادرار را مسدود می کند و فرد برای تخلیه ی ادرار باید بالاجبار از سند پزشکی استفاده کند. این عارضه درست مانند وازکتومی، سبب ایجاد ناتوانی جنسی می شود.
بد نیست بدانید بچه هایی که پدر آنها خودارضایی می کرده، نمی توانند در سلامت کامل روحی و روانی به سر برند. آنها دارای بیماری های گوناگونی هستند چراکه از یک تخم نه چندان سالم بوجود آمده اند.
خود ارضایی همچنین در خانم ها هم دیده می شود و امری زجر آور و دردناک قلمداد می شود.
خود ارضایی سبب ایجاد ناتوانی جسمی و انزال زوردس می شود. این امر به وفور در میان مردهای سنین زیر 40 سال قابل مشاهده است.
ساموئل اون ویر در کتاب دیگر خود با عنوان " آموزش های بنیادین" در بخش "نوجوانی" اینطور نوشته است که: "جرم های خاموشی وجود دارند و پی آمدهای منفوری در پی آن گریبانگیر افراد می شود. اگر فرد مشکلات جنسی اش را مخفی نگه دارد، مرتکب گناه می شود. اگر در مورد مشکلات خود اطلاعات غلط بدهد نیز مرتکب جرم دیگری شده است."
"فسادی که به واسطه خود ارضایی ایجاد می شود، قابلیت ها و توانایی های مغزی را به طور کامل از بین می برد. افراد باید توجه داشته باشند که ارتباط تنگاتنگی میان منی و مغز وجود دارد. مغز برای منی از اهمیت ویژه ای برخودار است و منی هم برای مغز مهم است. مغز برای منی انرژی ایجاد کرده و سبب انتقال آنها می شود، منی هم ذهن را تصفیه کرده و اگر در جهت درست هدایت شود، توانایی های آن را ارتقا میبخشد."
"مطالعات فیلسوفانه ای که عمیقاً بر روی عملکرد غده های درون ریز متمرکز شده اند، بر این باروند که بدن طی فرایند خودانزالی انرژی بی شائبه ای را از دست می دهد. چه بسیار افرادی زیادی با چهره های زیبا بوده اند که در اثر انجام این کار زیبایی خود را از دست داده اند! چه بسیار مغزهایی که منحط و فاسد شده اند! و ... همه و همه ی این وقایع به دلیل آن است که انزال در شرایط و موقیعت و زمان مناسب انجام نپذیرفته."
"آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که این روزها خود ارضایی در خانم ها و آقایون جوان بیش از پیش باب شده است. بیمارستان های روانی مملو از زنان و مردانی هستند که مغزشان به دلیل خودارضایی بیمار گشته. تیمارستان، مقصد نهایی فردی است که به خودارضایی اعتیاد پیدا می کند."
خودارضایی در خانم ها
خودارضایی در خانم ها نیز به چشم می خورد و این امر، هم دردناک است و هم زجر آور. برخی از مضرات در خانم ها و آقایون مشابه است: اختلال در رشد سیستم عصبی، مغز، خستگی، از دست دادن انرژی و سر زندگی، کاهش قدرت حافظه و عدم تمایل به جنس مخالف. در خانم ها شاهد ناباروری نیز خواهیم بود. بدترین پی آمدی که در خانم ها می توان مشاهده کرد رفتارهای متعارض روانی-اجتماعی است. خانم هایی که مرتکب این امر می شوند به مروز زمان نمی توانند با هیچ مردی ارتباط جنسی برقرار کنند چرا که به تدریج توانایی های اولیه جنسی خود را از دست میدهند. خانمی که خود ارضایی نمی کند، همچنان سرزندگی، زیبایی، برق چشمان، و توانایی جذب بالای خود را حفظ خواهد نمود. خانم ها باید از مشاهده ی تصاویر محرک جنسی خودداری کنند، در مکالمات مبتذل شرکت نکنند، و فقط با افراد شایسته ارتباط دوستی برقرار کنند.

چگونه می توان از خودارضایی دست کشید؟
پیش از هر چیز باید بدانید که افراد زیادی به مراکزی که به این منظور دایر شده، مراجعه کرده و حتی در موارد خیلی حاد و پیشرفته نیز موفق به جلوگیری از این عمل غیر اخلاقی شده اند. چرا شما یکی از آنها نباشید؟
باید یاد بگیرید که چگونه می توانید جلوی خود ارضایی را با استفاده از تکنیک هایی که در جلسات آموزشی به شما تعلیم داده می شود، بگیرید. در اغلب این جلسات مشاور سعی می کند تا ضمیر ناخودآگاه بیمار را به کار اندازد.
در این جلسات به شما آموزش می دهند که تمایلا خودارضایی به عنوان یک عینینت درونی هستند که به ذهن شما حمله ور می شوند. شما باید در مقابل آنها ایستادگی کرده و اجازه ندهید که به درون ذهنتان نفوذ کنند. در ابتدا شاید انجام این کار قدری دشوار باشد و این توانایی را نداشته باشید که فکرتان را بر روی چیز دیگری متمرکز کنید؛ اما با تلاش به راحتی می توانید آنرا تحت کنترل خود در آورید. شما به راحتی قادر خواهید بود آنرا به طور کامل از زندگی خود حذف کنید. اگر فرد در گذشته دائماً خودارضایی می کرده و سپس این کار را متوقف کند، خودش متوجه تغییرات بوجود آمده در زندگی اش خواهد شد و می تواند مقادیر زیادی انرژی و توانایی های ذهنی اش را ذخیره کرده و بدون احساس هیچ گونه ترس و واهمه ای با حقایق زندگی روبرو شود.
سایر راههای جلوگیری:
آدات سالم را در خود تقویت کنید: از تصاویر محرک جنسی اجتناب کنید، به جوک های مبتذل گوش ندهید، دوستان سالم برای خود انتخاب کنید و از پوشیدن زیر پوش های تنگ و چسبان خودداری نمایید.
از مصرف بیش از اندازه ی گوشت گاو، به ویژه در وعده غذایی شام خودداری کنید. مصرف یک وعده غذای حیوانی آن هم در نهار کافی است.
مقالات مختلفی که در این سایت پیرامون روابط میان زن و مرد وجود دارد را به دقت مطالعه کنید تا آگاهی های کلی شما ارتقا پیدا کند.
منبع:parsiteb.com
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
|
دلزدگی و سردی آقایان در مقابل وابستگی خانمها پس از رابطه جنسی |
|
فرزندان ما در هر سنی تا چه میزان باید با مسائل جنسی آشنا باشند؟ |
|
افزایش مدت زمان رابطه جنسی و جلوگیری از انزال زودرس بین زوجین |
|
حل مشکلات زندگی جنسی.آیا رابطه جنسی در زندگیتان رو به افول دارد؟ |
|
کلیدهای طلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند |
|
شخصیت جنسی چیست ؟ و اداراک هیجانی چه تاثیری بر روابط زناشویی دارد ؟ |
|
آزمایش یک ماده ایمنی در اسپرم در مورد عقیم بودن یا نبودن مردان |
آیا مردان نیز دوره هایی دارند؟
برچسب ها : مسائل جنسی زنان و مردان ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی
کنجکاوی های جنسی بچه ها
واکنش ما بزرگترها نسبت به کنجکاوی های جنسی بچه ها یکی از سوال برانگیزترین قسمت های ارتباط ما با کودکان را تشکیل میدهد. برای راحتی کار بگذارید نمونه ای از واکنش های احتمالی خود را بررسی کنیم. در همین مورد فرض کنید دختر شما به یکی از همسالانش پیشنهاد آمپول بازی را داده است (یا مثلاً کنترل ماهواره را در دست دارد و اتفاقا تکمه کانالی را فشار میدهد که حاوی صحنه های زنان نیم برهنه است) در اینصورت او به شما نگاه میکند و شما:
1.به سرعت وسیله بازی یا کنترل ماهواره را از دست اش می قاپید و فریاد میزنید: زشته بچه! بده من چیکار داری میکنی؟!
2.نگاه نافذ خود را به او میدوزید و قیافه سراسر هراسناک تان حکایت از این دارد که اصلاً از این اتفاق خوش تان نیامده است.
3.بدون نگاه به چهره او یا اینکه به او چیزی بگویید و با گفتن اینکه : "بده من این رو دختر قشنگم!" وسیله بازی یا کنترل ماهواره را از او بگیرید.
4.بدون اینکه به چهره او نگاه کنید خود را مشغول کار دیگری نشان دهید و به بهانه ای محل را ترک کنید
5.در برخورد با نگاه او لبخند بزنید و اجازه دهید تا جایی که دوست دارد به کار خود ادامه دهد
6.به او لبخند بزنید و تا حدی در بازی و شوخی با او همراهی کنید.
اینها نمونه هایی از طیف واکنش هایی است که ما ممکن است به کنجکاوی های جنسی کودکمان نشان دهیم. این واکنش ها نقش بسیار تعیین کننده ای در اعتماد به نفس و توانایی های عاطفی- جنسی آینده کودکانمان خواهد داشت. اینکه امروز ما نسبت به توانایی های جنسی خود دارای اعتماد به نفس کامل هستیم یا نه؟ و اینکه از توانایی های لازم برای لذت بردن از یک رابطه ارضاء کننده دوطرفه برخورداریم یا نه همه ریشه در زمان شکل گیری شخصیت ما در کنار والدین خود در زمان کودکی دارد. ترس، اضطراب، احساس ناامنی، تشویش های مداوم، کم میلی جنسی، تعارضات شدید درونی، روابط بسیار پرتنش و آزاردهنده و کم دوام همه و همه ممکن است در برخوردهای نامناسب احتمالی ما با کودکانمان ریشه داشته باشد. در بسیاری مواقع ممکن است ما - خواسته یا ناخواسته- ترسها و نگرانی های خود را چون میراث ناشایسته ای به کودکانمان منتقل کنیم (که از این بابت بی شباهت به انتقال یک بیماری مسری چون جذام نیست).
باز برای روشن شدن مطلب به مثال دیگری روی می آوریم. فرض کنید حشره ای مانند شب پره یا پروانه در فضای اتاق حضور دارد و به ناگهان شما و کودک تان متوجه حضور آن میشوید. دخترتان با دیدن حشره به شما نگاه میکند و برای هر اقدامی منتظر واکنش شما می ماند. شما ممکن است:
1.جیغ بکشید و به سرعت از شب پره یا پروانه فاصله بگیرید
2. به سرعت با حشره کش به سمت او رفته و شب پره یا پروانه را نابود کنید
3.با لبخند با انگشت شب پره یا پروانه را نشان دهید و اسم اش را تکرار کنید.
نتیجه این واکنش ها که از قوانین واکنش های شرطی شده تبعیت میکنند به ترتیب
1.بروز ترس و وحشت شدید هنگام دیدن دوباره شب پره یا پروانه
2.بروز نفرت و ناراحتی شدید هنگام دیدن دوباره شب پره یا پروان
3.داشتن احساس راحت و خوشایند در مواجه دوباره با شب پره یا پروانه خواهد بود.
شاید افراد زیادی را دیده باشید که احساس دائمی ترس و وحشت و نفرت و ناراحتی تمام زندگی عادی آنان را تحت تأثیر قرار داده است و از آنها انسانهایی ناتوان و بی اراده و سرخورده و ناامیده ساخته است. حالا شاید بهتر بتوانید تصمیم بگیرید نسبت به کنجکاوی های جنسی کودک خود بهتر است چه واکنشی نشان دهید.
منبع:parsiteb.com
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
|
دلزدگی و سردی آقایان در مقابل وابستگی خانمها پس از رابطه جنسی |
|
فرزندان ما در هر سنی تا چه میزان باید با مسائل جنسی آشنا باشند؟ |
|
افزایش مدت زمان رابطه جنسی و جلوگیری از انزال زودرس بین زوجین |
|
حل مشکلات زندگی جنسی.آیا رابطه جنسی در زندگیتان رو به افول دارد؟ |
|
کلیدهای طلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند |
|
شخصیت جنسی چیست ؟ و اداراک هیجانی چه تاثیری بر روابط زناشویی دارد ؟ |
|
آزمایش یک ماده ایمنی در اسپرم در مورد عقیم بودن یا نبودن مردان |
آیا مردان نیز دوره هایی دارند؟
برچسب ها : مسائل جنسی زنان و مردان ،دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی ،مسائل پزشکی کودکان
خلاصه : بلوغ زودرس جنسى در دختران
متن کل خبر : در اکثر اوقات بلوغ زودرس جنسى یک خصیصه فامیلى است که به طور طبیعى اتفاق مى افتد اما بعضى مواقع نیز در اثر یک بیمارى شدید عضوى, مثل ضایعات و تومورهاى هیپوتالاموس, مننژیت و انسفالیت ایجاد مى شود. اما در درجه اول باید بلوغ جنسى واقعى را از بلوغ جنسى کاذب تشخیص داد.
نکته مهم این است که در جریان بلوغ واقعى دوره قاعدگى به طور طبیعى انجام مى شود. وجود پولیپ روده و هیپرپیگمانتاسیون مخاطى و لکه هاى شیر قهوه اى روى پوست ـ کم کارى تیروئید یا هیپوتروئیدیسیم ممکن است عواملى براى تشخیص بلوغ زودرس جنسى باشند و یا در تشخیص به ما کمک نمایند.
به هر حال تشخیص بموقع و درمان سریع بیمارى براى بیمار منافع زیادى دارد. زیرا بسیارى از کودکان مبتلا به بلوغ زودرس عاقبت به علت بسته شدن سریع اپى فیز استخوانها دچار کوتاهى قد و قامت و حتى کوتولگى مى شوند.
وقتى جوانه و برجستگى سینه در دختران, قبل از 8 سالگى ظاهر شود یا شروع عادت ماهانه قبل از 9 سالگى باشد در واقع بلوغ جنسى زودرس اتفاق افتاده است. هنگامى که صفات ثانوى جنسى با ژنوتیپ (جنسیت ژنتیکى و غددى) فرد متناسب باشد یعنى به صورت ژنتیک زن ساز باشد و ظاهر فرد نیز دختر باشد این را اصطلاحا بلوغ جنسى زودرس همان جنس((sosexual)) مى گویند. و همین حالت در پسران نیز ممکن است اتفاق بیفتد. اما اگر صفات ثانویه جنسى (ظاهر فرد) با جنسیت ژنتیکى هماهنگ نباشد یعنى به صورت مردسازى در دختران و یا زن سازى در پسران باشد مى گویند آن فرد دچار بلوغ زودرس غیر همان جنسى یا((Heterosexual)) شده است.
بلوغ زودرس جنسى دختران به صورت((Isosexual)) یا همان جنسى به دو صورت عمده بروز پیدا مى کند:
در یک گروه بلوغ زودرس جنسى واقعى است یعنى با شروع بلوغ طبق روال عادى اما زودتر از موعد مشخص مى شود. در این گروه هورمونهاى گنادوتروپین دچار افزایش ترشح مى شوند و سیکلهاى قاعدگى نیز افزایش پیدا مى کنند. معتقدند که بیش از 90 درصد بلوغ جنسى زودرس جنبه سرشتى دارد و علت مشخصى برایش نمى توان پیدا کرد. یعنى محور سیستم عصبى مرکزىCNS)) )), هیپوتالاموس و هیپوفیز, زودتر از موعد طبیعى فعال مى شود و تکامل زودرس پیدا مى کند اما علت ناشناخته است. نکته جالب توجه این است که در بیش از 50% از این بیماران نوار مغز یا ((الکتروانسفالوگرافىEEG )) آنها غیر طبیعى است. در واقع بروز صفات ثانویه جنسى و شروع زودرس و زیاد قاعدگى و تخمک گذارى ممکن است منجر به بروز و تشدید اختلالات اعصاب و روان شود. با توجه به این موضوع مهم شروع درمان به محض تشخیص قطعى, الزامى است.
درمان دارویى عمدتا به وقفه ترشح هورمونهاى ((گنادوتروپین)) معطوف مى شود. از آنجایى که بلوغ زودرس غالبا با بسته شدن زودرس صفحه رشد استخوانها نیز همراه است و باعث کوتاهى قد مى شود, متإسفانه همیشه با اقدام درمانى نمى توان جلوى این عارضه را گرفت ولى به هر حال شروع سریع تر درمان در این مورد هم موثر است.
در حدود 10% از موارد بلوغ جنسى زودرس در اثر بیماریهاى جسمى مغز مثل تومورهاى مغزى, انسفالیت, مننژیت, صدمات و ضربه به جمجمه هیدروسفالى و سایر بیماریها به وجود مىآید. این گروه از بیماران دچار بلوغ زودرس جنسى داراى علت شناخته شده هستند. در هر صورت باید این دو گروه را از نظر علت شناسى از هم تشخیص داد چرا که گاهى بعضى از این بیماران که جزو گروه با علت ناشناخته قرار مى گیرند مبتلا به تومور مغزى هستند. بنابراین ضمن انجام آزمایشات هورمونى بایستى سیتى اسکن و یاMRI از مغز به عمل آید اما با همه اینها آنچه که در رابطه با ضایعات تومورال به تشخیص بیشتر کمک مى کند, وجود علایم و نشانه هاى عصبى همراه بلوغ زودرس جنسى است. در صورتى که وجود تومور مغز قطعى شود عمل جراحى و رادیوتراپى ضرورى است و میزان و درصد موفقیت درمان به پیشرفت ضایعه دارد.
در گروه دیگرى از دختران مبتلا به بلوغ زودرس جنسى علت را باید در غده فوق کلیوى بیمار جستجو کرد. البته این ضایعه به ندرت اتفاق مى افتد اما در صورت وقوع به صورت هیپرپلازى یا افزایش فعالیت مادرزادى غده فوق کلیوى است معتقدند که این دسته از بیماران با کمبود آنزیمى به نام ((21 هیدروکسیلاز)) مواجه هستند.
نوع دیگر بلوغ زودرس جنسى, کاذب است
وقتى فردى به ظاهر دختر علایم زن نمایى به علت افزایش تولید هورمون استروژن داشته باشد اما دوره ماهانه نداشته و یا تخمک گذارى نمى کند این فرد دچار بلوغ زودرس جنسى کاذب مى شود. علل مختلفى براى ایجاد این نوع بلوغ وجود دارد. شایع ترین علت آن کیستها یا تومورهاى تخمدانى مترشحه استروژن مى باشد. این نوع تومورها با پولیپهاى روده اى همراه است. در اینجا هم سونوگرافى تخمدانها و سیتى اسکن مى تواند در تشخیص و شناسایى آسیب و علت بیمارى کمک زیادى کند.
بلوغ زودرس جنسىHetrosexual یا غیر همان جنسى
حالتى است که در دختران نابالغ اتفاق مى افتد که دچار علل مردسازى مى شوند. پرفعالیتى و هیپرپلازى مادرزادى غده فوق کلیوى و همچنین بعضى از تومورهاى تخمدانى یا غده فوق کلیوى باعث ترشح هورمونهاى جنسى مردانه یعنى آندروژنها مى شوند که در اندامهاى تناسلى بیمار ابهام ایجاد مى شود بخصوص پرکارى غده فوق کلیوى که با اشکال متنوعى از ابهام در دستگاه تناسلى خارجى همراه است.
در مواجهه با بیماران دچار بلوغ زودرس به چه علایمى باید توجه کنیم؟
همان طور که قبلا گفتیم این مشکل مى تواند به صورت اشکال متنوع و علایم مختلفى همراه باشد. تشخیص بموقع و اقدام سریع درمانى اغلب کمک زیادى به رفع مشکل بیمار مى کند. بروز علایم ثانویه جنسى به طور زودرس یکى از علایم مهم است. یکى از این علایم پرمویى و رویش زودرس موهاى زیر بغل و ناحیه زهار است. حتى گاهى رویش مو در صورت هشداردهنده است. اگر چنانچه اعضاى تناسلى خارجى دخترى مبهم باشد و در تشخیص مذکر و مونث بودن او تردید وجود دارد در اسرع وقت باید به پزشک مراجعه شود.
شواهدى از علایم کم کارى تیروئید و سابقه مصرف داروهاى حاوى استروژن عواملى هستند که منجر به بلوغ زودرس کاذب مى شوند و باید مورد توجه قرار بگیرند. رشد نامتناسب و یا متوقف شده طولى استخوانها نیز مهم است. سردردهایى که با تغییرات جنسى زودرس همراهند از اهمیت خاصى برخوردارند.
وجود ناراحتى گوارشى همراه مثل پولیپهاى روده قابل توجه اند. وجود برخى تغییرات مخاطى و تغییر رنگ مخاط و پوست و لکه هاى شیر قهوه اى پوستى ممکن است در تشخیص بیمارى موثر باشد.
گاهى نیز با وجود ترشح شیر از سینه به طور زودرس یا ((گالاکتوره)) باید به فکر بلوغ زودرس جنسى باشیم.
نکته مهم دیگرى که باید به آن توجه کنیم وجود علایم عصبى و روانى است. اضطراب و افسردگى ممکن است در اثر بروز عدم تعادل هورمونى و یا ناشى از اختلال در هویت جنسى ایجاد شوند; بنابراین تشخیص بموقع و درمان سریع و مناسب در پیشگیرى از بیمارى اعصاب و روان و حفظ بهداشت روانى به طور نسبى موثر است.
منبع:parsiteb.com
برچسب ها : دانستنی های پزشکی زنان و مردان ،توصیه های پزشکی
انحراف جنسی چیست؟ و منحرف جنسی کیست؟
در کشورهای غربی تحقیقات و پژوهشهای بسیاری صورت گرفته و می گیرد و نتایج این پژوهشها در محافل علمی و رسانه های غربی به طور گسترده ای مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
اما متاسفانه در ایران به خاطر پیشینه تاریخی و فرهنگی و ممنوعیت های مذهبی و شرعی، عرصه جنسیت و رفتار جنسی به صورت یک تابو درآمده است که صحبت کردن و نوشتن در مورد آن کار چندان ساده ای نیست. اما به دلیل اهمیت موضوع و نقش تعیین کننده ای که ویژگی های جنسی و رفتار جنسی سالم در زندگی انسان بر جای می گذارد در این مقاله برآنیم که ابعاد و جنبه های رفتار جنسی منحرفانه، انحراف جنسی، تعریف انحراف و منحرف جنسی از دیدگاههای مختلف، تاریخچه و بحث نظرات صاحبنظران، کارشناسان انحرافات و مسائل اجتماعی را شرح می دهیم:
تاریخچه تحقیقات :
نخستین تحقیق عمده در مورد رفتار جنسی توسط آلفرت کینسی در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در آمریکا صورت گرفت. در این تحقیق کینسی و پژوهشگران همکارش با مخالفت از سوی بسیاری از سازمانهای مذهبی روبرو گردیدند. ولی وی همچنان بر مطالعات خود پافشاری نمود. عمل وی در روزنامه ها و کنگره های مختلف به عنوان کاری غیراخلاقی محکوم گشت وی سرانجام توانست تاریخچه زندگی جنسی ۱۸۰۰۰ نفر را که نمونه نسبتاً گویایی از جمعیت سفیدپوستان آمریکا بود به دست آورد. نتایج مطالعات کینسی برای اکثر مردم شگفت آور و تکان دهنده بود زیرا تفاوت زیادی را میان انتظارات عموم مردم در مورد رفتار جنسی رایج در آن زمان و رفتار جنسی واقعی آشکار ساخت.
در واقع زمانی که مرحله آزادسازی روابط جنسی در دهه ۱۹۲۰ آغاز گردید و بسیاری از جوانان خود را از قوانین سخت اخلاقی که بر نسلهای پیشین حاکم بود، آزاد احساس کردند، به همین دلیل رفتار جنسی تا حد زیادی تغییر کرد اما مسائل مربوط به تمایلات به گونه ای که اکنون معمول گردیده است علنا مورد بحث قرار نمی گرفت و افرادی که در فعالیتهای جنسی که هنوز، از نظر عموم به شدت ناپسند شمرده می شدند شرکت داشتند آنها را پنهان می کردند بی آنکه کاملا آگاه باشند دیگران تا چه اندازه به اعمال مشابهی مشغول هستند. اما در واقع می شود گفت که دوران آزادمنشانه تر دهه ۱۹۶۰ نگرشهای اعلام شده را با واقعیتهای رفتار جنسی نزدیکتر کرد. تحقیقات کنسی آخرین تحقیق گسترده در این زمینه است. اما آنگونه که پیداست و تحقیقات پراکنده دیگر نشان می دهند بیشتر جوامع غربی و بعضاً شرقی دیر یا زود به نقطه ای خواهند رسید که سوئد در اوائل دهه ۱۹۷۰ به آن رسید. هنگامی که حدود ۹۵ درصد مردان و زنان در آن کشور دارای تجربه آمیزش جنسی قبل از ازدواج بوده اند.
در اینجا لازم می دانم برای درک بهتر مفهوم انحراف جنسی به تعریف رابطه جنسی و انحراف جسمی بپردازیم.
الف- روابط جنسی
۱- تعریف اخلاقی: علاقه دو جنس مخالف به یکدیگر بر طبق اصول و موازین صحیح اجتماعی – بر اساس سن، نژاد، طبقه اجتماعی، تحصیلات (ازدواج)
۲- تعریف علمی، علاقه جنسی دو جنس مخالف به یکدیگر بدون اینکه این علاقه با هیچ گونه خصوصایت غیرعادی و ناموزون همراه باشد.
ب- انحراف جنسی از دیدگاههای مختلف
۱- فروید انحراف جنسی را عمل می داند که به منظور ارضای میل جنسی انجام می گیرد اما هدف از آن عمل تولید و تناسل نیست.
۲- ولی روانشناسان با انتقاد از این تعریف می گویند تعریف مذکور بسیار وسیع بوده و بسیاری از افرادی را نیز که منحرف نیستند در بر می گیرد.
آنها اعتقاد دارند انحراف جنسی عبارتست از عملی که به منظور ارضای تمایلات جنسی انجام می گیرد ولی عمل مذکور برخلاف عرف معمول بوده و اکثریت مردم به انجام آن عمل همگاهی ندارند و منحرف جنسی به عمل انحرافی اعتیاد پیدا می کند. در واقع می توان گفت:
منحرف جنسی شخصی است که تحت تاثیر بد آموزیهای محیط قرار گرفته بدون اینکه هدف توالد و تناسل داشته باشند و بدون توجه به هنجارهای موجود به اعمالی دست می زند که یک نوع عمل جنسی است پس به طور کلی هر گاه عمل جنسی از معیار و مقیاس عادی خارج شود اصطلاح انحراف جنسی مطرح است.
به طور کلی روانشناسان برای منحرفین جنسی ویژگی یکسانی را بر شمرده اند که عبارتند از:
۱- منحرفین جنسی اشخاصی هستند که هدف آنها از زندگی جنسی بهره برداری و احساس لذت مانند افراد عادی مردم نیست و عشق جنسی آنها از نوع (عشق هتروسکشول) نبوده و به عبارت دیگر هدف از لذت جنسی آنها با اهداف سایر افراد عادی مردم در این خصوص اختلاف دارند.
۲- این اشخاص دارای اختلالات و ناراحتیهای عصبی هستند و این عوامل تا حدی در دگرگون کردن شخصیت آنها نیز تاثیر خواهد گذاشت.
۳- ارتکاب انحرافات و جرایم جنسی به ندرت تابع اراده بوده و زیادتر تابع فعل و انفعالات شدید روانی است.
۴- با وصف موارد فوق کمتر دیده شده است که منحرفین جنسی مرتکب اعمال شدید و خطرناک جنسی شده باشند. با توجه به مطالب فوق باید گفت، مجرمین جنسی نمونه ای از توده عظیمی از اشخاص هستند که دارای اعمال و رفتار و عادات ناموزون و غیرعادی و یا به عبارت دیگر انحرافات جنسی هستند و قسمت اعظم این توده عظیم در اجتماعات هیچگاه شناخته نمی شوند و اعمال آنها برای پلیس کشف نمی شود و علل انحراف عده ای از این اشخاص که شاید تعدادشان بسیار قلیل و یا شاید هم زیاد باشد بیماری های عصبی و روانی است.
جنس و طبقه منحرفین جنس
اما مسئله مهم دیگری که کمابیش مورد بحث قرار دارد بحث بر سر این است که منحرفین جنسی از چه جنس و طبقه ای هستند. هر چند پاسخ به این سوال نسبتا مشکل، و نمی توان جواب قطعی داد اما آنچه که در این تحقیق با توجه به مطالعات و ارقام و آمار موجود در این زمینه وجود دارد مطالب زیر را به طور نسبی می توان بیان کرد.
۱- بیشتر انحرافات و جرائم جنسی به مردها نسبت داده شده است و دانشمندان مربوطه معتقدند آنقدر که مردها مرتکب این انحرافات و جرائم می شوند، زنان کمتر دامن خود را به این اعمال می آلایند. دلیل این امر آنست که اولا احساسات و سلوک جنسی زن و مرد کاملا متفاوت است و زنان بهتر از مردان می توانند خود را کنترل و محافظت کند، این انحرافات در خفا و پنهانی محفوظ می ماند. و ابراز نمی شوند ولی معهذا باید دانست که اگر زن مبتلا به انحرافات جنسی باشد، اعمال و آثار انحرافی او فوق العاده از مردها شدیدتر و خطرناکتر است.
اما مسئله بعدی مربوط به طبقه است. متاسفانه به علت عدم دسترسی به آمار و ارقام گوناگون که به این مسئله ربط داشته باشد نتوانستم جامعه خودمان را از این نظر بررسی کنم و مسئله دیگر اینکه اصطلاح انحراف جنسی مقوله بسیار وسیعی است که هر کدام از اجزا این مقوله در میان قشر و طبقه بخصوصی نمایان تر است. بعنوان مثال بسیاری از انحرافات اخلاقی و جنسی در میان طبقات بالای جامعه و بسیاری نیز متعلق به طبقات پایین جامعه می باشد. اگر رویه دیگری که یکی از مقوله های مهم و بغرنج انحراف جنسی است را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل علمی و اجتماعی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که فقر اقتصادی از عوامل مهم و موثر این پدیده است. اما حالا که بحث انحراف جنسی و نوع طبقه مورد بحث است مراجعه می کنیم به تحقیقات دکتر برونر که علل انحرافات جنسی را نسبت به امکانات مادی شان به طریق زیر بررسی می کند.
۱- تنگدستی ۵% عادی متوسط الحال بودن ۳۵%
۲- فقر نداشتن ۲۲% مرفه بودن ۳۴% زندگی تجملی ۴% حال این سوال پیش می آید چه عاملی در به وجود آمدن انحراف جنسی موثر است و چه چیزی باعث به وجود آمدن انحراف جنسی می شود در این مورد نظرات گوناگون وجود دارد که به مرور آنها می تواند ما را در یافتن پاسخ یاری دهد.
۱- بعضی از ما عوامل بیولوژی را مرجع و منشا انحرافات جنسی دانسته، و اعتقاد دارند که انحرافات جنسی نتیجه امراض عقلی، التهابات مغزی و پسیکوباتی جنسی است
۲- برخی دیگر انحراف جنسی را در اثر عوامل جسمی قبل از دوران بلوغ از قبیل اختلال در وظایف غدد می دانند
۳- عده ای انحرافات جنسی را اکتسابی دانسته آن را نتیجه عوامل خارجی محیط می دانند که معلول ناتوانی و عدم هماهنگی مجرم با مقتضیات و شرایط اجتماعی است.
۴- روانکاوان تاکید کرده اند که منشا انحرافات جنسی عوامل اکتسابی است بدین ترتیب که فرد در زمان کودکی به رفتار جنسی غیرعادی گرفتار می شود و به عللی آن را ادامه می دهد.
۵- فروید عقیده دارد عقده اودیپ منشا بسیاری از انحرافات جنسی است.
ژان ژاک روسو در کتاب قراردادهای اجتماعی، رابطه جرائم و انحرافات جنسی عنوان کرده است که انسان ذاتاً خوب است و اگر فردی فاسد می شود این فساد ناشی از شرایط اجتماعی است.
کارتل چمن جنایت کار معروف آمریکایی مهمترین انگیزه های جرم را قدرت طلبی، غریزه جنسی و انحراف جنسی و ماجراجویی می داند و از این طریق به انگیزه های جنسی که به طرق مختلف در ساختمان و عناصر متشکله آن موثرند پی برد. البته باید دانست که روانکاوان مکتب فروید زیادتر از سایر دانشمندان به اصول عقاید فوق متکی بوده و معتقدند که جرائم غیر جنسی در بسیاری از مواقع از انگیزه ها و اهداف غیر مرئی و پنهانی جنسی افراد شروع می شوند. عده ای دیگر از دانشمندان معتقدند که گرچه نمی توان تاثیر عوامل و انگیزه های جنسی را در جرائم غیر جنسی در وقوع جرائم غیر جنسی همیشگی و ثابت نبوده بلکه وجه تصادفی و اتفاقی دارد. استدلال این گروه این است هر گاه چگونگی و کیفیت وقوع جرم غیر جنسی مورد بررسی قرار دهیم به تجربه خواهیم دید که این جرائم و جنایات با وضع عصبی و روانی مرتکبین رابطه مستقیم دارد.
به عبارت دیگر وقوع این جرائم مولد کیفیت عصبی مرتکبین آن جرم است. همچنین می افزایند اگر ما به صورت دقیق جرائم غیر جنسی را مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید که آن جرم از نوع جرائم غیرجنسی به شمار خواهد آمد ولی هر گاه به انگیزه مجرم زیادتر از روش ارتکاب و چگونگی عمل او توجه کنیم یقیناً آن جرم در زمره جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد.
انتقاد و نقد ادعاهای گروه دوم که علل جرم را تشریح کرده اند. اما در مورد نظریه تصادفی بودن انگیزه جنسی در وقوع جرایم غیر جنسی باید گفت اولا اصولا بسیاری از جرائم به طور ناگهانی و تصادفی به وقوع می پیوندد و تعداد جرائم از پیش تعیین شده بسیار اندک است. حتی اگر جرمهای تصادفی از جرمهای از پیش تعیین شده بیشتر نباشد کمتر نخواهد بود.
ثانیا هر گاه ما روش ارتکاب جرم را در بسیاری از جرائم غیرجنسی مورد مطالعه قرار دهیم آن جرم در زمره جرائم غیرجنسی و اگر هدف و انگیزه جرم را مورد توجه قرار دهیم آن جرم را جز جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد. رابعاً گر چه تاثیر وضع غیرعادی عسبی را در وقوع جرائم نمی توان انکار کرد ولی این مطلب دلیل آن نیست که انگیزه ها و عوامل جنسی نتوانند از راه مختل کردن اعصاب در وقوع جرائم غیرجنسی عرض اندام کنند.
خامساً اگر علل وقوع جرائم را از لحاظ عوامل محیطی مطالعه کنیم، فقر به عنوان عاملی مهم توجه ما را جلب می کند. بنابراین اگر فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی بعلت نداشتن وسیله برای رفع احتیاجات مادی علت پیدایش جرم محسوب شود می توان گفت که هر گاه اهمیت نیازهای جنسی پیش از احتیاجات مادی نباشد حداقل در عرض آن قرار دارد. و هر گاه فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی باعث پیدایش جرم شود محرومیت جنسی نیز به تبع آن باعث پیدایش جرم می شود.
سادساً جرائم جنسی هر گاه به فرض بعید در وقوع سایر جرائم تاثیر نداشته باشند لااقل در مطالعه آمار جرائم می بینیم که این جرم از لحاظ کمیت در درجات اول اهمیت قرار خواهد داشت و از نظر کیفیت نیز شاید بعد از قتل نفس هیچ جرمی از لحاظ ضرر اجتماعی و هتک حیثیت و شرف قابل قیاس با این نوع جرم نباشد.
سابعاً: احتیاجات جنسی افراد بشر یکی از مهمترین معضلات و مسائل اجتماعی را به وجود می آورد که هرگاه دولتها توجه کافی به آن نکنند یقیناً جرائم و جنایات دیگری را به طور غیرمستقیم بوجود خواهد آورد.
اما سوالی که مطرح است این است آیا انحرافات جنسی درمانی خواهد داشت یا خیر. آیا تاکنون پیشنهادی در این زمینه داده شده است و اگر چنین پیشنهادی وجود دارد و مسئولین امر راه را از چاه باز می شناسند پس علت چیست که این معزل بزرگ، همچنان عرض اندام می کند. جواب این سوالات و سوالاتی از این قبیل در حیطه مقاله ما نیست. ولی به ذکر نظرات بول دوریو دانشمند و کارشناس امور جنسی آمریکا می پردازیم. وی معتقد است که یگانه و بهترین راه مبارزه با جرائم جنسی فقط آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت است. وی می افزاید این تعلیم تربیت در بدایت امر در مورد والدین اطفال اعمال شود تا آنها به رموز پرورش فرزندان خود آشنا شوند و در مرحله دوم اطفال باید مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا بتوانند بوسیله تعلیم و تربیت بر عادات ناپسند خود فائق آیند. و در مرحله سوم باید منحرفین جنسی مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا ضمن تعلیم و تربیت به آنها فرصت داده شود به معالجه خویش بپردازند و پس از تزکیه کامل اعمال و رفتار خود به عنوان افراد مفیدی به اجتماع ملحق شوند. انحرافات جنسی انواع گوناگون دارد ولی در اینجا با توجه به اهمیت آنها به چند مورد اشاره می کنیم.
۱- فحشا: برآوردن خواهشهای جنسی در برابر پول است. فحشای مردان، زنان، کودکان و فحشای قانونی که توسط حکومتهای ملی و محلی در بعضی کشورها پذیرفته شده است. در این آمیزش جنسی تنها رابطه میان، که دلیل اصلی او برای ارزانی داشتن دسترسی جنسی به حامی اش است پولی است که به امر پرداخت می شود.
انواع روسپی:
لازم به ذکر است که روسپیگری با فروپاشی اجتماعات کوچک محلی توسعه نواحی شهری بزرگ و غیر شخصی و تجاری شدن روابط اجتماعی ارتباط مستقیم دارند. روسپیان اساسا از زمینه اجتماعی فقیرتر برمی خیزند اما تعدادی از زنان طبقه متوسط نیز در میان آنها وجود دارند.
پل.ج. گلداستن انواع روسپیگری را بر حسب تعهد شغلی و زمینه شغلی طبقه بندی کرده است.
۱- روسپیگری موقتی : بسیاری از زنان فقط به طور موقتی به روسپیگری اشتغال دارند و چند باری پیش از آنکه روسپیگری را برای مدتی طولانی یا برای همیشه ترک کنند به خودفروشی می پردازند.
۲- روسپیان اتفاقی – کسانی هستند که غالباً در مقابل در اختیار گذاشتن خود پول قبول می کنند اما به طور نامنظم و برای کمک به درآمدشان از سایر منابع!
۳-فاحشه ها : و دسته آخر که به طور منظم و مستمر به روسپیگری اشتغال دارند و منبع اصلی درآمدشان را روسپیگری تشکیل می دهد. که عبارتند از زنان خیابانی، زنان تلفنی، زنان خانگی، زنان فاحشه خانه،
لازم به ذکر است که بیشتر زنان مورد مطالعه گلدستین به طور منظم به معامله پایاپای جنسی اشتغال داشتند مانند: ارائه خدمات جنسی در عوض تلویزیون – پوشاک – وسایل الکتریکی – تعمیرات ماشین.
۴- آزار جنسی :در محل کار زنان بسیار معمول است. آزار جنسی در محل کار می تواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به منظور تحمیل خواسته های جنسی تعریف شود. و ممکن است شکلهای خشنی به خود بگیرد، مانند هنگامی که به یک کارمند زن گفته می شود که با یک برخورد جنسی رضایت دهد یا اخراج خواهد شد: این موضوع در اکثر جوامع وجود دارد به گونه ای که از هر ده زن در انگلستان هفت زن در دوره زندگی شغلی خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی قرار گرفته است. البته آزار جنسی تا اندازه ای زیرکانه تر است برای مثال فهماندن به زن که پذیرفتن خواهشهای جنسی پاداشهای دیگری به همراه خواهد آورد. و یا عدم پذیرفتن این خواهشها نوعی مجازات مانند جلوگیری از ترفیع یا اخراج را به دنبال خواهد داشت.
تصمیم در مورد اینکه کجا و با چه کسی روابط جنسی داشته باشیم از اعمال کنترل بر زندگی خودمان است و آزار جنسی این حق انتخاب را سلب می کند.
۵- سادیسم: در محاوره عمومی اصطلاح سادیسم به عنوان زجر و ظلم اطلاق میگردد در جرم شناسی و روانشناسی، فردی که از راه آزار دادن شریک جنسی لذت برده و جنون آزار دارد سادیسم نامیده میشود. آزار ممکن است بدنی مانند گاز گرفتن، شلاق زدن، کتک زدن، زخمی نمودن و یا به صورت شفاهی مانند فحش دادن، تحقیر کردن و غیره می باشد.
۶- مازوشیسم: شخص وقتی آزار می بیند لذت جنسی به او دست می دهد. فعالیت های مازوشیستی ممکن است به صورت خیال آزار دیدن و یا به صورت اعمال زجرآور مختلف از قبیل فرو کردن سنجاق و یا سوزن به بدن، سوزاندن دست با آتش – زخمی کردن بدن و مشاهده خون و شفاهی مانند فحش و تحقیر باشد. مازوشیسم در زنان بیشتر از مردان است.
۷- فتیشیسم – بت پرستی جنسی – مبتلایان به انحراف جنسی بت پرستی به جای آنکه با جنس مخالف خود عشق ورزند و با خود او تماس عادی و طبیعی حاصل کند یکی از اعضای بدن مانند مو، گوش، دست و غیره و یا با شیئی که به معشوق تعلق دارد مانند لباس زیر، کفش، دستمال، عطر و چیزهای دیگر تهیج جنسی میشود، انحراف فتیشیسم در مردان بیش از زنان است.
منبع:parsiteb.com
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
|
دلزدگی و سردی آقایان در مقابل وابستگی خانمها پس از رابطه جنسی |
|
فرزندان ما در هر سنی تا چه میزان باید با مسائل جنسی آشنا باشند؟ |
|
افزایش مدت زمان رابطه جنسی و جلوگیری از انزال زودرس بین زوجین |

